یعنی چه
غبار گرفتن به معنای نشستن لایهای از گرد و خاک بر روی سطوح و اشیاء است که موجب کدر شدن و از بین رفتن شفافیت آنها میشود. در مفهوم تخصصی طب قدیم، این عبارت کنایه از تیره شدن دید و ایجاد بیماری در چشم بوده است. از نظر ادبی و عرفانی نیز به تاریک شدن دل و ایجاد حجاب میان انسان و حقیقت اشاره دارد.
تلفظ
این ترکیب فعلی به صورت [غُ بار گِ رَ تَ] تلفظ میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول، کلمه مورد نظر «غبار گرفتن» با ۹ حرف است. همچنین واژههای هممعنی مانند «خاک گرفتن» یا «مغبر شدن» نیز میتوانند مد نظر باشند.
به انگلیسی
برای بیان این مفهوم در زبان انگلیسی از عباراتی که به نشستن خاک یا تیره شدن اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی از افعال مشتق از ریشه «غبر» برای رساندن این معنا استفاده میشود.
به فارسی
معادلها و واژگان جایگزین فارسی برای این اصطلاح شامل خاک گرفتن، کدر شدن، زنگار بستن، تار شدن و کثیف شدن است. در جهت مقابل، واژههایی چون غبارروبی کردن، جلا گرفتن و صیقل یافتن به عنوان متضاد آن به کار میروند.
نماد چیست
این عبارت در ادبیات و فرهنگ عامه نمادِ بارزِ فراموشی، رها شدن، قدیمی شدن و متروک ماندن یک مکان یا شیء است. در ادبیات عرفانی نیز اصطلاح غبار گرفتنِ آیینهٔ دل، به معنای دوری از حقیقت و دچار شدن به گناه و غفلت تعبیر میشود.
جمعبندی و توضیح کامل غبار گرفتن
اصطلاح «غبار گرفتن» یک ترکیب فعلی اصیل در زبان فارسی است که از ریشه عربی «غبار» و مصدر فارسی «گرفتن» تشکیل شده است. این واژه در وهله اول معنایی مادی دارد و به نشستن گرد و خاک روی اشیاء و کدر شدن ظاهر آنها اشاره میکند که بستر ساخت واژههای همخانوادهای چون غبارآلود و غبارروبی است.
در مرتبه بالاتر، این عبارت کاربرد کنایی و ادبی گستردهای دارد. شعرا و نویسندگان بزرگ مانند صائب تبریزی از آن برای توصیف بیماریهای چشم و تاری دید استفاده کردهاند. همچنین این واژه در متون عرفانی و اخلاقی نمادی از تیرگی دل و ایجاد حجاب میان انسان و معنویت به شمار میرود.
در فرهنگ روزمره، غبار گرفتن یک شیء یا یک خاطره، حس قدیمی شدن، متروک ماندن و به فراموشی سپرده شدن را به مخاطب منتقل میکند؛ گویی زمان بر روی آن سایه انداخته و آن را از مرکز توجه دور کرده است.