معنی
فطرت در لغت به معنی آفرینش، ابداع و خلقت اولیه است. در اصطلاح به ویژگیها و صفاتی (مانند خداجویی، حقطلبی و گرایش به خیر) گفته میشود که از ابتدای خلقت و بدون سابقه قبلی در نهاد انسان قرار داده شده است.
یعنی چه
وقتی میگوییم چیزی فطری است، یعنی انسان بدون نیاز به آموزش و به صورت مادرزادی و درونی به آن تمایل دارد. فطرت به عنوان یک نقشه درونی برای هدایت انسان به سوی پاکی، حقیقت و آگاهی شناخته میشود که تغییرپذیر نیست، هرچند ممکن است تحت تأثیر عوامل بیرونی پوشانده شود.
مترادف
این کلمات همگی به ویژگیهای بنیادی، ساختاری و غیراكتسابی یک موجود اشاره دارند.
متضاد
در منابع واژهشناسی متضاد مستقیم و واحدی ندارد، اما از نظر اصطلاحی و فلسفی، امور اکتسابی یا عَرَضی که از بیرون به انسان تحمیل میشوند، در مقابل امور فطری و ذاتی قرار میگیرند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه ثلاثی مجرد «ف-ط-ر» ساخته شدهاند.
ریشه
این واژه از ریشه عربی «ف ط ر» (فطر) گرفته شده است. معنای اصلی این ماده شکافتن، آغاز کردن و آفرینش اولیه است. کلمه «فِطْرَة» بر وزن «فِعْلَة» نوع و حالت خاصی از خلقتِ بیسابقه را نشان میدهد.
در جدول
در مسابقات حل جدول، کلمه «فطرت» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «سرشت انسان» یا «آفرینش اولیه» به کار میرود و دقیقاً دارای ۴ حرف است.
به انگلیسی
در متون تخصصی و دینی انگلیسی، ترکیبهای Innate disposition یا Human nature دقیقترین معادلها برای انتقال مفهوم اصطلاحی فطرت هستند.
جمعبندی و توضیح کامل فطرت
واژه فطرت دلالت بر آفرینش اولیه، سرشت ذاتی و خمیره درونی انسان دارد. در اندیشه اسلامی و متون فلسفی، فطرت به عنوان یک لوح پاک درون، آگاهی ذاتی و نقشه هدایت الهی تعریف میشود که انسانها بر اساس آن متمایل به خیر، حقیقت و خداشناسی خلق شدهاند. این مفهوم فرامادی، متمایز از غریزه (که بعد مادی و حیوانی دارد) به شمار میرود.
این کلمه تنها یک بار به صورت صریح در قرآن کریم در آیه ۳۰ سوره روم (معروف به آیه فطرت) آمده است که میفرماید خداوند انسانها را بر سرشتی توحیدی آفریده و این آفرینش دگرگونیپذیر نیست. با وجود اینکه عوامل محیطی یا تربیتی میتوانند روی فطرت را بپوشانند یا موجب انحراف موقت شوند، اما این حقیقت درونی هرگز به طور کامل از بین نمیرود.