یعنی چه
در اصطلاح عامیانه به فردی گفته میشود که دائماً اخم بر پیشانی دارد، به راحتی ناسازگاری میکند و رفتاری سرد، تلخ و ترشرو دارد. این واژه معمولاً برای توصیف افرادی به کار میرود که به دلیل ناخشنودی یا تکبر، معاشرت با آنها دشوار است.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، برای راهنمای «بداخلاق» یا «کجخلق»، کلمه ۵ حرفی «بدعنق» یک پاسخ کلیدی است. همچنین کلمات مترادفی مانند عابس و اخمو نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
برای توصیف حالت بدعنقی در زبان انگلیسی بسته به شدت و نوع رفتار، از صفتهای متنوعی استفاده میشود که Grumpy و Grouchy رایجترین آنها در مکالمات روزمره هستند.
به عربی
در زبان عربی فصیح و معاصر، مفاهیم متعددی برای رساندن معنای بدخویی وجود دارد که عابس غلیظترین حالت ظاهری آن را توصیف میکند.
به ترکی
در زبان ترکی واژه Huysuz دقیقاً به کسی اطلاق میشود که خلقخوی ثابتی ندارد و زود عصبانی یا ناراحت میشود.
به فارسی
این کلمه از نظر ساختاری یک صفت مرکب اتباعی است که از ترکیب «بَد» (فارسی) و «عُنُق» (عربی به معنی گردن) ساخته شده است. کلمات متضاد آن در زبان فارسی شامل خوشخلق، خوشرو، خلیق و گشادهرو هستند.
در قرآن
ترکیب «بدعنق» در متن قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، جزء دوم آن یعنی «عُنُق» به معنی گردن، به صورت جمع یعنی «أَعْنَاق» در آیاتی نظیر آیه ۸ سوره یس آمده است. برای مفاهیم نزدیک به بداخلاقی و تکبر، قرآن از واژههایی چون «عَتَلّ» یا «عَبَسَ» استفاده کرده است.
جمعبندی و توضیح کامل بدعنق
واژه «بدعنق» یکی از اصطلاحات اصیل و پرکاربرد در تداول عامه زبان فارسی است که برای توصیف افراد کجخلق، عبوس و ترشرو به کار میرود. این کلمه از ترکیب صفت فارسی «بد» و واژه عربی «عنق» به معنای گردن شکل گرفته است؛ در ریشهشناسی عامیانه، این اصطلاح اشاره به کسی دارد که از روی تکبر، عصبانیت یا خودخواهی گردنکشی میکند و چهرهای درهمکشیده دارد.
از نظر معنایی، فرد بدعنق کسی است که برقراری ارتباط مسالمتآمیز با او دشوار بوده و به راحتی با دیگران ناسازگاری میکند. در ادبیات عامه و تصویرسازیهای ذهنی، ابروهای گرهخورده و اصطلاحاتی چون «برج زهرکمار» نمادهای بارز یک فرد بدعنق هستند. این کلمه با داشتن ۵ حرف، یکی از لغات کلیدی و محبوب در طراحی و حل جدولهای متقاطع فارسی به شمار میرود.