یعنی چه
«نظاره» به معنی نگاه کردن و نگریستن به چیزی است، در حالی که خود در آن دخالتی نداریم. «تماشا» نیز به معنی سیر، گردش و لذت بردن از دیدن یک صحنه است. در نتیجه، ترکیب «نظاره و تماشا» به معنای غرق در مشاهده شدن، تفرج و لذت بردن از نگریستن به زیباییها یا یک رویداد خاص است.
تلفظ
واژه «نظاره» با فتح نون و ظاء (نَظارِه) و واژه «تماشا» با فتح تاء و میم (تَماشا) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، در پاسخ به راهنمای «نظاره و تماشا»، خودِ این ترکیب به عنوان پاسخ ۱۱ حرفی پذیرفته میشود. کلمات مترادف دیگری مانند مشاهده و تفرج نیز بسته به تعداد حروف کاربرد دارند.
به انگلیسی
برای انتقال حس نگریستن و تماشای یک رویداد در زبان انگلیسی، از واژگانی چون Viewing و Watching برای عملِ دیدن، و از Spectacle برای صحنه قابل تماشا استفاده میشود.
به فارسی
معادلها و برگردانهای خالصتر فارسی برای این ترکیب شامل واژههایی چون نگاه، دیدن، نگرش، دیداری، و سیر و گشت (تفرج) است که مفهوم بینندگی و گردش را میرسانند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و نمادشناسی فارسی، «نظاره و تماشا» نماد مقام شهود و حیرت در تجلی جمال الهی است؛ حالتی که در آن سالک از فاعل بودن دست میکشد و صامت و مجذوب، تنها به تماشای جلوهها و تکوین آفرینش جهان مینشیند.
جمعبندی و توضیح کامل نظاره و تماشا
ترکیب «نظاره و تماشا» از دو واژه با ریشههای عربی تشکیل شده است که در زبان فارسی دچار تحول معنایی زیبایی شدهاند. «نظاره» از ریشه «نظر» به معنای نگریستنِ بدون دخالت است و «تماشا» که در اصل از ریشه «مشی» به معنای با هم قدم زدن بوده، در فارسی به معنای سیر و گشت و لذت بردن از مناظر به کار میرود. همراهی این دو واژه با هم، عمقِ چشمانداز و غرق شدن در زیبایی یک پدیده را نشان میدهد.
از منظر معنایی و کاربرد عملی، این عبارت همواره با نوعی آرامش، تفرج و فاصلهگذاری هوشمندانه همراه است؛ یعنی فرد ترجیح میدهد به جای بازیگر بودن، بینندهای مشتاق باشد. این مفهوم در شعر و ادبیات عرفانی ما نیز جایگاه ویژهای دارد و مَثَلِ انسان در این دنیا را مَثَلِ تماشاگری در یک تماشاخانه بزرگ مادی میداند که باید در صنع الهی حیران و غرق در شهود شود.