معنی
مطل در لغت و اصطلاح به معنی تأخیر انداختن اداء حق بدون عذر موجه و با وجود توانایی مالی است. این واژه در اصل به معنای کشیدن و امتداد دادن چیزی (مانند کشیدن آهن گداخته) بوده و سپس در معنای کش دادن زمان پرداخت بدهی به کار رفته است.
یعنی چه
این واژه به رفتاری اشاره دارد که در آن فرد بدهکار یا متعهد، با اینکه توانایی ادای دین خود را دارد، مدام کار را به تأخیر میاندازد و به اصطلاح امروز و فردا میکند.
مترادف
واژههایی مانند مماطله و تسویف دقیقترین معادلهای این کلمه در زبان حقوقی و فقهی هستند که همگی مفهوم کش دادن زمان را میرسانند.
متضاد
نقطه مقابل این واژه، اقدام سریع و بدون فوت وقت برای پرداخت حقوق مردم و وفای کامل به عهد است.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه سه حرفی (م-ط-ل) مشتق شدهاند و مفاهیمی چون طول دادن، امتداد یافتن و تعلل را در خود دارند.
ریشه
ریشه اصلی این واژه عربی است و در اصل به معنای کشیدن و طولانی کردن ساختار اجسام (مانند شمشیر) بوده که بعدها مجازاً در ادبیات فقهی و حقوقی برای طولانی کردن زمان پرداخت بدهی استفاده شده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، برای راهنمای «امروز و فردا کردن در پرداخت دین» یا «تعلل در ادای بدهی»، پاسخ ۳ حرفی و دقیق کلمه «مطل» است.
به انگلیسی
در متون عمومی و اخلاقی از Procrastination (به معنی به تعویق انداختن کارها) استفاده میشود، اما در متون حقوقی و مالی اصطلاحاتی چون Delay in payment یا Default به کار میرود.
به عربی
این کلمه خود اصالتاً عربی است و در زبان عربی معاصر نیز کلمات المماطلة و التسویف به فراوانی در همین معنا به کار میروند.
به فارسی
دقیقترین برگردان یا برابرهای روان فارسی برای این واژه، کنایههایی مثل «امروز و فردا کردن»، «لفت دادن در پرداخت حق» و اصطلاح عامیانهترِ «بدقولی کردن در حساب و کتاب» است.
جمعبندی و توضیح کامل مطل
واژه «مَطَل» یک اصطلاح دقیق فقهی، حقوقی و ادبی است که ریشه در زبان عربی دارد و به معنای به تعویق انداختن بدون دلیلِ بدهی و حقوق مالی دیگران است؛ در حالی که فرد توانایی پرداخت آن را دارد. این کلمه در اصل از ریشهای به معنای کش دادن و طولانی کردن گرفته شده و در اصطلاح، به کش دادن زمانِ ادای دین اشاره میکند.
در فرهنگ اسلامی و احادیث مذهبی، این رفتار به شدت نکوهش شده است، به طوری که در حدیث مشهور نبوی «مطل الغنی ظلم»، تعلل فرد ثروتمند در پرداخت بدهیاش آشکارا مصداق ستم در حق دیگران دانسته شده است. این کلمه اگرچه در محاورات روزمره فارسی امروز کاربرد زیادی ندارد، اما در متون حقوقی، فقهی و همچنین به عنوان یک کلمه کلیدی سه حرفی در جدول کلمات متقاطع بسیار پرکاربرد است.