معنی
واژهٔ تاس (یا طاس) دارای سه معنای اصلی است: نخست مکعبی کوچک و ششوجهی که در بازیهایی مانند تختهنرد کاردبرد دارد؛ دوم به معنای سر بدون مو یا فرد کچل؛ و سوم به معنای ظرفی مسی و گرد که در گذشته در حمامها برای آبریختن استفاده میشد.
یعنی چه
این واژه بسته به متن قرائت، به ابزار تعیین شانس در بازیها، صفت فرد بیمو، یا ظرفی گود اشاره دارد. در متون کهن نیز گاهی به معنای اندوه، اضطراب و بیقراری (تاسه) به کار رفته است.
مترادف
با توجه به چندمعنایی بودن واژه، مترادفهای آن شامل ابزار بازی، صفات مربوط به مو و انواع ظروف میشوند.
هم خانواده
این کلمه یک واژهٔ جامد فارسی است و مشتقات اشتقاقی عربی ندارد، اما واژههای ترکیبی و همریشههای کهن آن موجود است.
ریشه
این واژه اصالتاً ایرانی و متعلق به زبان فارسی میانه (پهلوی) است که در آن دوران به صورت tās تلفظ میشده است. بعدها در دوره اسلامی برای همگونی با کلمات عربی، گاهی به صورت «طاس» نیز نگاشته شد.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ معمول برای مکعب بازی نرد، کچلی یا ظرف حمام که ۳ حرفی باشد، کلمه «تاس» یا «طاس» است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی کلمه تاس بر اساس کاربرد و معنی آن در جمله کاملاً متفاوت است.
جمعبندی و توضیح کامل تاس
واژهٔ «تاس» که در متون کهن و لغتنامههای معتبری چون دهخدا، معین و عمید به آن اشاره شده، یک واژه اصیل با ریشه در فارسی میانه است. این کلمه با وجود حجم کوچک خود، بار معنایی چندگانهای را حمل میکند؛ از ابزاری ششوجهی برای بازیهای تختهای گرفته تا توصیف فیزیکی افراد بیمو و حتی نام نوعی ظرف فلزی قدیمی.
در فرهنگ و ادبیات عامه، تاس بازی فراتر از یک مهره ساده، به عنوان نمادی از شانس، بخت، تقدیر محتوم و ریسک شناخته میشود؛ چرا که انسان پس از رها کردن آن، هیچ کنترلی بر روی وجه پدیدار شده ندارد. ضربالمثل معروف «تاس اگر نیک نشیند همه کس نراد است» به خوبی این مفهوم فرهنگی را بازتاب میدهد که پیروزی در زمانِ یاریِ بخت، کار آسانی است.