معنی
واژهٔ قسم در زبان فارسی دو کاربرد و معنای اصلی دارد؛ نخست به معنی سوگند یاد کردن و استوار کردن عهد با گواه قرار دادن نام خدا یا مقدسات است، و دوم (در صورت قرائت به شکل قِسْم) به معنای بخش، سهم، نصیب، نوع و دسته به کار میرود.
یعنی چه
در اصطلاح، قسم یعنی متعهد شدن به یک کلام یا رفتار با تکیه بر شرافتی بالاتر، به طوری که راست و دروغ یا حق و باطل از هم متمایز شوند. همچنین در معنای دوم، به مرزبندی و تقسیم کردن یک کل به اجزای کوچکتر اشاره دارد.
مترادف
بسته به بافت متن، این کلمه میتواند با واژههای مربوط به عهد و پایبندی یا کلمات مربوط به دستهبندی هممعنی شود.
متضاد
برای واژه قسم به معنای سوگند متضاد مستقیم و واحدی وجود ندارد، اما مفهومی مانند نقض عهد در برابر آن قرار میگیرد. برای معنای بخش نیز، کلمات کل و مجموع متضاد آن هستند.
هم خانواده
واژههای مشتق شده از ریشه سه حرفی (ق-س-م) که با مفهوم بخش کردن یا سوگند در ارتباط هستند.
ریشه
ریشه این واژه عربی است. در زبان کلاسیک به معنی بخش کردن و متمایز ساختن است؛ چرا که سوگند یاد کردن باعث جدا شدن و تمایز دقیق راست از دروغ و حق از باطل در سخن میشود.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، اگر راهنمای سوال سوگند یا بخش باشد و پاسخ ۳ حرفی خواسته شود، خود واژه «قسم» جواب اصلی است.
جمعبندی و توضیح کامل قسم
واژهٔ قسم یکی از کلمات پرکاربرد و اصیل در زبان و فرهنگ فارسی است که ریشه در زبان عربی دارد و دو مفهوم کاملاً متمایز را در خود جای داده است. در وهله اول، این واژه بیانگر سوگند، عهد و گواه گرفتن مقدسات برای اثبات حقیقت است و در وهله دوم به معنای سهم، بخش، صنف و دستهبندی به کار میرود.
این واژه جایگاه رفیعی در ادبیات، شرع و عرف جامعه دارد؛ به طوری که در فرهنگ عامه نماد وفاداری، شرافت و حقیقت محض به شمار میرود. کاربرد وسیع مشتقات این کلمه در متون مذهبی مانند قرآن کریم نیز نشاندهنده ابزار بودن آن برای تأکیدهای بلاغی و جدی بودن مسئولیت اخلاقی انسان در گفتار است.