یعنی چه
این عبارت ترکیبی برای توصیف کالاها، اشیاء یا مواردی به کار میرود که از نظر اندازه کوچک و از نظر مادی یا معنوی ناچیز و بیمقدار هستند. واژه «ریزه» به بخشهای خُرد شده و «کمبها» به ارزش مالی بسیار پایین آنها اشاره دارد که در مجموع مفهوم خردهریز را میسازند.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت واژگان مجزا شامل «رِیزِه» (Rī-ze)، حرف عطف «وَ» (va) و «کَمْبَها» (Kam-bahā) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در صورت مطابقت تعداد حروف، خود عبارت «ریزه و کم بها» ده حرفی است. معادلهای دیگر آن شامل پشیز، رخیص و خردهریز هستند.
به عربی
در زبان عربی برای بخش اول (ریزه) از واژه دُقاق به معنی چیزهای خُرد و برای بخش دوم (کمبها) از واژگان رخیص یا بَخْس (مانند ثَمَنٍ بَخْس در قرآن) استفاده میشود.
به فارسی
برگردانها و واژههای اصیل جایگزین در زبان فارسی شامل پشیز، بیارزش، خُرد، کمقیمت و بیمقدار هستند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و کلاسیک فارسی، اشیاء ریزه و کمبها (همچون خاکریزه یا ذره در برابر خورشید) نمادی از افتادگی، نیاز، کماهمیت بودن امور دنیوی و تواضع در برابر عظمت خالق به شمار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل ریزه و کم بها
عبارت «ریزه و کم بها» یک ترکیب وصفی و عطفی در زبان فارسی است که از دو جزء تشکیل شده است؛ «ریزه» که ریشه در مصدر ریختن دارد و به معنای هر چیز خُرد و پارهپاره است، و «بها» که از ریشه اوستایی به معنی قیمت و ارزش مشتق شده و در کنار کلمه کم، نشاندهنده بیارزشی مادی است.
این اصطلاح در گفتار روزمره معمولاً برای اشاره به خرتوپرتها، وسایل کمارزش دمدستی یا مبالغ بسیار ناچیز (پشیز) به کار میرود. اگرچه خود این ترکیب عینی در متن قرآن نیامده، اما مفاهیم دقیق آن با واژگانی چون «بخس» (به معنی کمبها در داستان حضرت یوسف) و «خردل» و «ذره» (به عنوان نمادهای ریز بودن) به چشم میخورد.
در فرهنگ و اشعار فارسی نیز این واژه بار معنایی کنایی دارد؛ شاعران بزرگ صفت ریزه و ناچیز بودن را در قالب مفاهیمی چون ذره در مقابل خورشید، برای نشان دادن کمال احتیاج، تواضع و بیمقدار بودن انسان در نظام هستی به کار بردهاند.