یعنی چه
واژهای دخیل از ریشه عربی «غرب» است که به صیغه مؤنث به کار میرود. این کلمه دو معنای عمده دارد: یکی به معنی زن یا شیئی که به سمت مغرب حرکت میکند یا کار شگفتآوری انجام میدهد، و دیگری در اصطلاح لغوی به معنای خبر غریب، عجیب یا شایعهای است که از شهر و دیاری دور دست رسیده باشد. همچنین در ادبیات عرفانی، ترکیب «عنقاء مغربه» به معنای موجود نامرئی و حقیقت دستنیافتنی است.
تلفظ
این واژه بسته به نوع کاربرد در متون، به صورت مُغرِبَه (به معنای گرایشیافته به غرب یا شگفتآور) یا مُغَرَّبَه / مُغَرِّبَه (به معنای خبر دوردست و عجیب) تلفظ میشود.
در جدول
این کلمه ۵ حرف دارد و در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای «خبر عجیب و غریب از شهر دیگر» یا «مؤنث مغرب» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن، برای معنای خبری میتوان از واژههای مربوط به اخبار عجیب و برای جهت جغرافیایی از معادل غربی استفاده کرد.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی و از ریشه ثلاثی مجرد «غ ر ب» است و در متون کهن عربی به کار میرود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی بسته به معنای مورد نظر، برای جهت جغرافیایی از Batılı و برای مفهوم شگفتی از Garip استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل مغربه
واژه «مغربه» یک صفت مؤنث مشتق از ریشه عربی «غرب» است که وارد زبان فارسی شده است. این کلمه در متون کهن و لغتنامههای معتبری چون دهخدا، علاوه بر اشاره به جهت مغرب و موجودی که به سمت غرب میرود، کاربرد ویژهای در توصیف اخبار دارد؛ به طوری که به هرگونه خبر عجیب، غریب، شایعه یا گزارش دوردستی که از شهر دیگری آمده باشد، «مغربه» میگویند.
علاوه بر کاربردهای لغوی، این واژه در ادبیات عرفانی و سترگ فارسی نیز جایگاه ویژهای دارد. ترکیب مشهور «عنقاء مغربه» که به مرغ سیمرغ اشاره میکند، استعارهای از یک حقیقت پنهان، موجود نامرئی یا امری کاملاً دور از دسترس و پنهان از دیدهها است. اگرچه خود این لفظ مؤنث در قرآن نیامده، اما همخانوادههای مذکر و جمع آن مانند المغرب و المشارق به وفور استفاده شدهاند.