یعنی چه
واژه لبینه در لغتنامههای کهن به چند معنی آمده است؛ نخست به عنوان صفتی برای زن یا حیوان مادهای که دارای شیر است و شیر میدهد، دوم به عنوان اسمی برای خشتک پیراهن (لبینة القمیص) و سوم به عنوان تصغیر کلمه لَبِنة به معنی خشت کوچک.
تلفظ
این واژه بر وزن فَعِیلَة و با حرکات لَ (فتحه روی لام)، بَ (فتحه روی باء)، یـ (سکون) و نَ (فتحه روی نون) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۵ حرف دارد و معمولاً در پاسخ به راهنماهایی چون «حیوان شیرده» یا «خشتک لباس» میآید.
به انگلیسی
بسته به بستر متن، در مباحث مربوط به پوشاک و آناتومی از واژههایی نظیر Gusset یا Labium و در مفاهیم مرتبط با شیردهی از Lactating استفاده میشود.
به عربی
این واژه ریشه کاملاً عربی دارد و از ماده (ل ب ن) مشتق شده است که در متون فصیح عربی نیز به همین صورت به کار میرود.
به فارسی
از آنجا که لبینه یک واژه وارداتی از زبان عربی است، معادلهای اصیل فارسی آن شامل صفاتی مانند «شیرده» و «شیردار» و در حوزه پوشاک، واژه «خشتک» یا «مرغک پیراهن» است.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات کلاسیک، نمادگرایی خاصی برای واژه لبینه وجود ندارد، اما ریشه آن (لبن) در متون دینی و کهن نماد پاکی، رزق گوارا و برکت است.
جمعبندی و توضیح کامل لبینه
واژه لبینه یک لغت با ریشه عربی است که از ماده «ل ب ن» (به معنی شیر) مشتق شده و به متون و لغتنامههای کهن فارسی راه یافته است. این کلمه دو کاربرد و معنای اصلی دارد؛ در معنای نخست به هر موجود ماده یا زن شیرده اشاره دارد و در معنای دوم، به تکه پارچهای که برای راحتی لباس در فاق یا زیر بغل دوخته میشود (خشتک پیراهن) اطلاق میگردد.
اگرچه خود واژه لبینه در قرآن کریم نیامده است، اما همخانواده معروف آن یعنی «لبن» به معنای شیر در چند آیه از قرآن برای توصیف نعمات الهی و نهرهای بهشتی به کار رفته است. این کلمه در حل جدولهای متقاطع نیز کاربرد دارد و یک واژه ۵ حرفی محسوب میشود.