معنی
خنیده در واژهنامههای معتبر فارسی نظیر دهخدا و عمید به معنای کسی یا چیزی است که شهرت و آوازه بلندی دارد و نامش در همه جا پیچیده است. همچنین در متون کهن به معنای پسندیده، مطبوع و صدایی که در کوه یا گنبد میپیچد (پژواک) نیز به کار رفته است.
یعنی چه
این واژه ریشه در زبان پهلوی و اوستایی دارد و از ریشه واژهای به معنی خواندن و صدا زدن میآید. بنابراین وقتی میگوییم خنیده، یعنی فرد یا موضوعی که نامش بارها خوانده شده، همه او را میشناسند و به شهرت و نیکنامی دست یافته است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت خَنیده (Xanide) است که حرف خاء و نون مفتوح هستند و یای بعد از نون به صورت کشیده خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، عبارت «خنیده فارسی» به عنوان یک اصطلاح یا پاسخ ۱۰ حرفی کاربرد دارد. خود واژه خنیده به تنهایی نیز معمولاً با راهنمای «مشهور» یا «نامدار» در جدولها میآید.
به انگلیسی
برای برگردان این واژه اصیل به زبان انگلیسی، میتوان از صفاتی استفاده کرد که بار معنایی شهرت مثبت و بلندآوازه بودن را منتقل میکنند.
به فارسی
معادلهای سره و دقیق فارسی برای این واژه شامل کلماتی چون نامور، سرشناس، بلندآوازه و شاهنامهای هستند که همگی مفهوم شناختهشده بودن و شهرت نیکو را در خود دارند.
جمعبندی و توضیح کامل خنیده فارسی
واژه خنیده یکی از زیباترین و کهنترین واژههای سره زبان فارسی است که ریشه در دوران ایران باستان و زبان پهلوی دارد. این کلمه در ادبیات کلاسیک فارسی، بهویژه در آثار بزرگی همچون شاهنامه فردوسی و اشعار نظامی گنجوی، به عنوان نمادی برای «شهرت نیکو» و «آوازه بلند» به کار رفته است و به کسی یا چیزی اشاره دارد که نامش بر سر زبانها افتاده و در جهان پیچیده است.
این واژه که کاملاً ایرانی است و در زبان عربی یا قرآن پیشینهای ندارد، علاوه بر معنای مشهور و پرآوازه، در موسیقی قدیم نیز به انعکاس و پژواک صدا در میان کوه یا گنبد اطلاق میشده است. امروزه این کلمه بیشتر در متون ادبی، مسابقات اطلاعات عمومی و جداول کلمات متقاطع به عنوان یک واژه اصیل کاربرد دارد.