یعنی چه
ترکیبی وصفی در زبان فارسی که از دو واژهٔ «زخم» و «گران» (به معنی سنگین و شدید) ساخته شده است. این اصطلاح در ادبیات حماسی برای ضربات سهمگین جنگی و در ادبیات عرفانی برای دردهای بزرگ روحی و ابتلائات سنگین به کار میرود.
تلفظ
این ترکیب با کسرۀ اضافه در انتهای واژهٔ اول تلفظ میشود: زَخْـمِ گِـران.
در جدول
در جدولهای متقاطع، عبارت «زخم گران» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «زخم سنگین» یا «جراحت عمیق» با ۷ حرف شناخته میشود.
به انگلیسی
برای انتقال این مفهوم در زبان انگلیسی، بسته به متن میتوان از واژگان مربوط به جراحتهای عمیق جسمی یا ضربات شدید فیزیکی و روحی استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به جراحت سنگین از تعبیر «جرح بلیغ» و برای ضربات سهمگین از «ضربة قاسیة» استفاده میشود.
نماد چیست
در اصطلاحات صوفیانه و ادبیات عرفانی، این عبارت نمادی از مرارتها، سختیهای مسیر سلوک و دردهای عمیقی است که عاشق در راه حق با اشتیاق به جان میخرد تا به کمال برسد.
جمعبندی و توضیح کامل زخم گران
عبارت «زخم گران» یک ترکیب وصفی اصیل در زبان فارسی است که از دو واژه با ریشههای کهن اوستایی و پهلوی شکل گرفته است. کلمهٔ «گران» در این ترکیب به معنای سنگین، عظیم و شدید است؛ از این رو زخم گران در مفهوم لغوی به معنای جراحت عمیق، صدمهٔ شدید یا ضربهٔ کاری شمشیر و گرز در میدانهای جنگ به کار میرفته است. در شاهکارها و متون نظم و نثر کلاسیک، بهویژه در آثار حماسی، این واژه نشاندهندهٔ ابهت و سهمگین بودن نبردهاست.
از سوی دیگر، این ترکیب در ادبیات عرفانی و صوفیانه تغییر کارکرد داده و جنبهای نمادین به خود گرفته است. در نگاه عارفان، زخم گران صدمهای جسمی نیست، بلکه نمادی از دردهای جانکاه عشق مفرط، ابتلائات و آزمونهای سخت الهی، و مرارتهای مسیر سلوک است. سالک این زخمها و سختیها را نه تنها مایهٔ نابودی نمیداند، بلکه آنها را با اشتیاق تحمل میکند تا روح خود را صیقل داده و قویتر سازد، همانطور که مولانا میفرماید: «بس که خوردم، بس زدم زخم گران / دل قویتر بودهام از دیگران».