معنی
بر اساس لغتنامههای معتبر فارسی (دهخدا، معین و عمید)، جستوجو به معنای عملِ یافتن، بررسی کردن، دنبال چیزی گشتن و تحقیق برای پیدا کردن یک شیء، شخص یا حقیقت است.
یعنی چه
این واژه در اصطلاح به حرکت ذهنی یا فیزیکی انسان برای برطرف کردن یک مجهول یا یافتن گمشدهای اطلاق میشود و بیانگر حالت پویایی و عدم سکون است.
مترادف
واژههای فوق در بافتهای مختلف زبانی میتوانند به عنوان جانشین این کلمه به کار روند.
متضاد
کلماتی که مفهوم دست کشیدن از تلاش یا رسیدن نهایی به مقصود و پایان تکاپو را میرسانند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه مصدرهای «جستن» و «جویدن» (طلب کردن) ساخته شدهاند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، با توجه به تعداد حروف خواسته شده، کلماتی نظیر کاوش یا خودِ جستوجو به کار میروند.
به انگلیسی
بسته به بافت متن (روزمره، علمی یا ادبی) میتوان از هر یک از این معادلها استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل جست و جو
واژه «جستوجو» یک اسم مصدر مرکب اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب بن ماضی «جست» و بن مضارع «جو» به همراه واو عطف ساخته شده است. این ساختار زبانی به خوبی مفهوم استمرار و تکاپو را نشان میدهد؛ چرا که هم فرآیند گذشته و هم حرکت جاری برای رسیدن به یک هدف، هدفگذاری یا حقیقت را در خود جای داده است.
در فرهنگ و ادبیات عرفانی ما، جستوجو جایگاه ویژهای دارد و به عنوان نمادی از سلوک، تشنگی معرفت و پویایی دائمی روح انسان شناخته میشود؛ همانطور که در منطقالطیر عطار، حرکت مرغان برای یافتن سیمرغ نمادِ بارز این حقیقتجویی است. در دنیای مدرن امروزی نیز این مفهوم با نماد گرافیکی ذرهبین گره خورده و ابزار اصلی بشر در فضای دیجیتال برای دسترسی به دانش است.