یعنی چه
مهملی به حالت یا کیفیت «مهمل بودن» اشاره دارد. در اصطلاح زبانی و ادبی، به ساختار یا لفظی گفته میشود که فاقد معنای وضعشده و مشخص باشد (در مقابل مستعمل). در کاربرد عام نیز به کارهای بیهوده، بیاساس و رفتار یا گفتار بیفایده اطلاق میگردد.
تلفظ
این واژه به صورت مُهمَلی (m-oh-m-a-l-i) تلفظ میشود که از واژهٔ عربی مُهمَل به همراه یای مصدری فارسی شکل گرفته است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی نظیر بیهودگی، یاوگی و بیمعنایی به عنوان پاسخ واژه ۵ حرفی مهملی شناخته میشوند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به سیاق متن، عبارات فوق صفت یا حالت مهمل بودن و بیمعنایی را میرسانند.
به عربی
ریشه این واژه عربی است اما ساختار «مهملی» با یاء مصدری در فارسی به کار میرود و معادلهای فوق مفهوم آن را در عربی میرسانند.
به فارسی
برگردانها و برابرهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی شامل بیهودگی، یاوگی، بیارزشی، پوچی، لغویت و کلام نامستعمل است.
نماد چیست
واژه مهملی یک اصطلاح لغوی، انتزاعی و کاربردی است و در آیینها، اسطورهها یا ادبیات نمادین، واجد نماد یا سنبل مشخصی نیست.
جمعبندی و توضیح کامل مهملی
واژه «مهملی» از ترکیب اسم مفعول عربی «مُهمَل» (از ریشه هـ م ل به معنی رها کردن) و پسوند «ی» حاصل شده است. این واژه در درجه اول در علوم زبانی و ادبیات در برابر واژگان «مستعمل» به کار میرود و نشاندهنده کلام یا لفظی است که هیچ معنای قراردادی و کاربردی برای آن تعریف نشده است.
در مفهوم گستردهتر و اجتماعی، مهملی به حالت بیهودگی، یاوگی، پوچی و انجام کارهای بیفایده یا بیان سخنان بیاساس گفته میشود. این کلمه به خوبی توصیفکننده هر آن چیزی است که از مدار جدی بودن، کارآمدی و معناداری خارج شده و صرفاً بار بیهودگی را به دوش میکشد.
اگرچه ریشه اصلی این اصطلاح در متن قرآن کریم یا متون کهن به این صورت مستقیم یافت نمیشود، اما مفاهیم همپوشان آن مثل لغو و عبث حضور پررنگی در ادبیات اخلاقی و فلسفی شرق دارند و همواره در تضاد با فصاحت، جدیت و معناگرایی تعریف میشوند.