یعنی چه
این عبارت یک کلمهٔ واحد نیست، بلکه یک گزارهٔ معماگونه یا بخشی از یک ترکیب کلامی است. در درجهٔ اول، این عبارت در چیستانها و جدولها به عنوان کنایه و راهنمایی برای رسیدن به واژهٔ «وقت» به کار میرود، چرا که بر اساس ضربالمثل معروف، وقت مانند طلا ارزشمند و گرانبهاست. در معنای لغوی نیز به این مفهوم اشاره دارد که موضوع مورد نظر، در میان ضربالمثلها از نظر ارزش و اعتبار با طلا برابری میکند.
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت تفکیکشده و روان عبارت است از: دَر مَثَل طَلا اَسْت.
در جدول
در طراحان جدول کلمات متقاطع، این عبارت دقیقاً با همین صورت ده حرفی «در مثل طلاست» به عنوان پاسخ نهایی یا راهنمای مستقیم چیستان کاربرد دارد. اگر به عنوان سؤال جدول مطرح شود، پاسخ آن واژهٔ سه حرفی «وقت» خواهد بود.
به انگلیسی
از نظر مفهوم ضربالمثلی و جایگاه معنایی، نزدیکترین معادل برای آن اصطلاح معروف انگلیسی است که ارزش زمان را با مادیات گرانبها میسنجد.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم گرانبها بودن زمان و شباهت آن به طلا یا برندگی آن، از این عبارات استفاده میشود.
در قرآن
عین عبارت «در مثل طلاست» در متن قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، واژهٔ «مثل» به دفعات برای بیان داستانها و ضربالمثلهای قرآنی به کار رفته و از مفهوم طلا نیز با واژهٔ عربی «ذَهَب» در آیاتی مانند آیه ۱۴ سوره آلعمران یاد شده است.
نماد چیست
این ترکیب کلامی نمادی از بالاترین سطح ارزشگذاری برای داراییهای معنوی یا مادی است. مجازاً برای یادآوری اهمیت زمان، فرصتهای زندگی و چیزهایی به کار میرود که در صورت از دست رفتن، به سادگی قابل جبران نیستند.
جمعبندی و توضیح کامل در مثل طلاست
عبارت «در مثل طلاست» بیش از آنکه یک کلمه مستقل با معنای لغوی مجزا باشد، یک کلیدواژه ذهنی و معماگونه در زبان فارسی است. این ترکیب در ادبیات روزمره و به ویژه در طراحی جدولهای کلمات متقاطع و چیستانها، ذهن مخاطب را به سمت ضربالمثل معروف «وقت طلاست» هدایت میکند تا پاسخ صحیح یعنی کلمه «وقت» کشف شود.
بررسی ساختاری این عبارت نشان میدهد که از سه جزء «در» (حرف اضافه)، «مثل» (واژه ریشه عربی به معنی نمونه و تمثیل) و «طلا» (فلز گرانبها) تشکیل شده است. از منظر مفهومی، این اصطلاح همواره برای تاکید بر گرانبها بودن، کمیاب بودن و بازگشتناپذیری سرمایههای بزرگ زندگی مانند عمر و زمان به کار میرود و معادلهای خارجی آن نیز همگی بر همین محور معنایی استوار هستند.