یعنی چه
ترکیب «بگریست سپیدار» یک عبارت فعلی در زبان فارسی است که از فعل «بگریست» (به معنی گریه کرد و اشک ریخت) و فاعل «سپیدار» (گونهای درخت بلندقامت از خانواده صنوبر) تشکیل شده است. شاعر در این عبارت از آرایه ادبی تشخیص یا جانبخشی به اشیاء استفاده کرده تا زاری و پشیمانی درخت بیثمر را به تصویر بکشد.
تلفظ
واژه «بگریست» با کسره حرف ب و گ و سکون ر، ی، س، ت تلفظ میشود [begrist] و «سپیدار» با کسره س، سکون پ و ی به صورت [sepidār] خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ عبارت دوازده حرفی «بگریست سپیدار» است. واژه بگریست ۶ حرف و واژه سپیدار نیز ۶ حرف دارد.
به انگلیسی
برای برگردان این عبارت به انگلیسی، فعل بگریست به Wept یا Cried و واژه سپیدار به White Poplar یا Poplar ترجمه میشود.
به عربی
در زبان عربی، فعل «بَکَی» به معنی گریست و واژه «الحَوْر الأَبْیَض» به معنی درخت سپیدار یا صنوبر سفید است.
به فارسی
این عبارت در زبان فارسی به معنی اشک ریختن، زاری کردن و نالیدن درخت تبریزی یا همان صنوبر سفید است که در ادبیات معاصر به عنوان تمثیلی از پشیمانی انسان بیهنر به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بگریست سپیدار
عبارت «بگریست سپیدار» یکی از ترکیبات کنایی و نمادین زیبای ادبیات معاصر فارسی است که بیش از هر چیز ما را به یاد شعر معروف «میوه هنر» از پروین اعتصامی میاندازد. در این شعر، درخت سپیدار که بلندقامتی خوبرو اما بیثمر و بدون میوه است، در برابر سرزنشهای بذر و درختان دیگر به عجز خود پی میبرد و اشک ماتم میریزد. شاعر با به کارگیری آرایه جانبخشی (تشخیص)، حالت ندامت و گریه را به این درخت نسبت داده است.
از نظر واژهشناسی، «بگریست» ریشه در پارسی میانه دارد و «بـ» ابتدایی آن بای زینت است. «سپیدار» نیز ترکیبی کهن از سپید (سفید) و دار (درخت) به معنی درخت سفید است. این واژه کلیدی دوازده حرفی در طراحهای جدول کلمات متقاطع به عنوان یک اصطلاح ادبی شناخته میشود.
در فرهنگ ایرانی، سپیدار در شعر کلاسیک گاه نماد آزادگی و بیتعلق بودن است، اما در مفکوم تمثیلی این عبارت، نماد انسانهای بیدانش، تنبل و فاقد عمل است که ظاهر و ادعای بزرگی دارند اما در نهایت به دلیل بیثمری، سرنوشتی جز خوار شدن و سوختن ندارند.