معنی
تطابق در لغت به معنای هماهنگی، همخوانی، همسانی و برابری دو یا چند چیز با یکدیگر است. این واژه زمانی به کار میرود که دو امر به گونهای با هم جور شوند که هیچ تضاد یا اختلافی میان آنها باقی نماند.
یعنی چه
وقتی میگوییم دو چیز با هم تطابق دارند، یعنی رفتار، ویژگیها یا ساختار آنها کاملاً با یکدیگر سازگار و همپوشان است؛ به طوری که بر هم منطبق میشوند یا همدیگر را تایید میکنند.
مترادف
واژههای فوق در متون مختلف میتوانند به جای تطابق استفاده شوند و همگی مفهوم یکسانی و همجهت بودن را میرسانند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده وجود فاصله، ناهماهنگی یا رویکرد متقابل بین دو موضوع هستند.
هم خانواده
تمام این کلمات از ریشه عربی «ط ب ق» گرفته شدهاند و مفهوم روی هم قرار گرفتن، دستهبندی یا همراستایی را در خود دارند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند «همخوانی»، «برابری» یا «سازگاری» به عنوان راهنما میآیند که پاسخ ۵ حرفی اصلی آن «تطابق» است.
به انگلیسی
بسته به متن جملات علمی، عمومی یا فنی، میتوان از هر یک از این واژهها برای رساندن مفهوم تطابق استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل تطابق
واژه «تطابق» مصدری از باب تفاعل در زبان عربی است که از ریشه سه حرفی «ط-ب-ق» مشتق شده و به طور گسترده وارد زبان فارسی شده است. مفهوم اصلی این کلمه، روی هم قرار گرفتن، سازگاری کامل، یکسانی و موافقت میان دو یا چند پدیده، شیء یا مفهوم است. در ساختارهای زبانی و فلسفی، تطابق نشانه وجود نظم و نبود تعارض میان اجزای یک سیستم به شمار میرود.
اگرچه خود واژه «تطابق» به صورت عینی در قرآن کریم نیامده است، اما همریشههای آن مانند «طباقاً» (به معنی لایهلایه و هماهنگ) برای توصیف آفرینش آسمانها به کار رفته که نشاندهنده پیوند این مفهوم با هماهنگی کل نظام خلقت است. در زبان انگلیسی نیز مفاهیمی چون conformity و correspondence دقیقترین برابرهای معنایی را برای آن ایجاد میکنند.