یعنی چه
این عبارت در اصل به معنای پراندن حیواناتی مانند سگ از میان یک حلقه یا دایره چوبی و فلزی است. در مفهوم کنایی و عامیانه، به کارها و نمایشهای خیابانی، لودگی و مطربی برای جلب توجه مردم و کسب درآمد اندک اشاره دارد. این اصطلاح واژهای کلاسیک و قدیمی است و ریشه در ادبیات طنز فارسی دارد.
تلفظ
تلفظ دقیق این ترکیب به صورت «چَنبَر جَهانیدَن» است که در آن چنبر به معنای حلقه و جهانیدن صورت سببی از مصدر جهیدن است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «سگ از حلقه پراندن کنایه از چیست» یا عبارات مشابه، واژه ۱۱ حرفی «چنبر جهانیدن» به عنوان پاسخ دقیق مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان مفهوم تحتاللفظی از عبارت پراندن سگ از حلقه استفاده میشود، اما برای رساندن مفهوم کنایی آن اصطلاحاتی نظیر انجام کارهای نمایشی و شیرینکاری به کار میرود.
به فارسی
معادلهای فارسی، مترادفها و واژگان همخانواده و ریشهای این عبارت شامل مواردی چون حلقهبازی، طناببازی (رسنبازی) و لودگی است. واژه چنبر از ریشه پهلوی (čambar) به معنی طوق و حلقه گرفته شده و جهانیدن نیز به معنی پراندن است. متضاد کنایی آن فضل و کمال، علمآموختگی و وقار است.
نماد چیست
این عبارت نماد روی آوردن به کارهای سطحی و دلقکبازی برای گذران زندگی در برابر آموختن علم رسمی، فضل و دانش مدرسهای است که اصالت و وقار بیشتری دارد.
جمعبندی و توضیح کامل چنبر جهانیدن
عبارت «چنبر جهانیدن» یک اصطلاح کنایی و قدیمی در زبان فارسی است که به طور ویژه در حکایتی طنز و معروف از کتاب رساله دلگشای عبید زاکانی تبلور یافته است. در این حکایت، یک لولی (کولی) به فرزند خود توصیه میکند که به جای رفتن به مدرسه و تحمل فلاکتِ علمآموزی، به کارهایی چون معلق زدن، رسنبازی و سگ از چنبر جهانیدن روی آورد تا بتواند از عمر خود برخوردار شود و درآمد کسب کند.
این اصطلاح در طول تاریخ ادبیات به نمادی برای لودگی، معرکهگیری و انجام کارهای نمایشی عامهپسند و کمارزش تبدیل شده است. از نظر ساختاری نیز از دو واژه «چنبر» (به معنای حلقه و طوق با ریشه ایران باستان) و «جهانیدن» (به معنای پراندن) تشکیل شده و بازتابدهنده بخشی از فرهنگ نمایشهای خیابانی و سنتی ایران زمین است.