یعنی چه
واژه معطله در زبان فارسی به معنای رهاشده، بیکار، ضایعگذاشته، بیمصرف، خراب و ویران است. همچنین در اصطلاح کلامی و مذهبی، لقبی برای فرقه معطّله است؛ یعنی کسانی که صفات و اسماء الهی یا وجود خالق برای جهان را نفی میکردند.
در جدول
این کلمه در جدولهای متقاطع معمولاً به عنوان هممعنی واژههایی چون متروک، باطل، بیکار و رهاشده به کار میرود و دقیقاً ۵ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن، میتوان از واژههایی که مفهوم رهاشدگی و عدم فعالیت را میرسانند استفاده کرد.
به عربی
این واژه ریشه عربی دارد و از ماده «ع ط ل» گرفته شده است که در خود زبان عربی نیز به همین صورت به عنوان صفت مؤنث کاربرد دارد.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای بیان این مفهوم از واژه Atıl و همچنین کلمه وامگرفتهشدهٔ Muattal استفاده میشود.
به فارسی
واژگان جایگزین و هممعنی فارسی برای معطله شامل رهاشده، بیکار، متروک، باطل، منسوخ و موقوف هستند که در جملات مختلف جایگزین آن میشوند.
نماد چیست
این کلمه در ادبیات، نجوم یا فرهنگ عامه نماد حیوانی یا گیاهی خاصی نیست؛ اما به طور استعاری و معنوی، نمادی از متروک ماندن، تنهایی شدید و از کار افتادگی یا بیخاصیت شدن یک شیء یا جایگاه است.
جمعبندی و توضیح کامل معطله
واژه «معطله» ریشه در زبان عربی و ماده «عطله» دارد که در اصل به معنای خالی ماندن و بیزینت بودن است. این کلمه در زبان فارسی دو کاربرد عمده دارد؛ در وجه عام به معنای هر چیز رهاشده، متروک، بیمصرف و خراب (مانند تعبیر آلت معطله) به کار میرود و در وجه اصطلاحی و مذهبی، اشاره به فرقه معطله دارد که صفات الهی یا صانع جهان را نفی میکردند.
این کلمه در قرآن کریم نیز در سوره حج آیه ۴۵ به صورت «بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ» آمده که به چاه آب متروک و رهاشدهای اشاره دارد که به دلیل نابودی اهالی آن منطقه، دیگر کسی از آن استفاده نمیکند. از نظر معنایی، متضاد این واژه کلماتی چون دایر، آباد، فعال و مشغول است.