یعنی چه
الذبل در لغت دو معنای اصلی دارد؛ نخست در حالت مصدری به معنی پژمردگی، خشکی و از بین رفتن شادابی گیاهان یا لاغر و باریک شدن اندام اسب است. دوم در حالت اسمی، به پوست، استخوان یا کاسه پشت لاکپشتهای بزرگ دریایی (یا گوشماهی) اطلاق میشود که در قدیم برای ساخت وسایل زینتی کاربرد داشته است.
تلفظ
این کلمه با الف و لام تعریفِ شمسی خوانده میشود و تلفظ صحیح آن «اَلذَّبَل» با فتح ذال و فتح باء است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر طراح سؤال به دنبال یک واژه ۵ حرفی عربی برای «لاک لاکپشت دریایی» یا «پژمردگی» باشد، پاسخ آن «الذبل» است.
به عربی
واژه الذبل از ریشه ثلاثی مجرد (ذ ب ل) در زبان عربی گرفته شده است و برای بیان همان مفاهیم خشکی، ذبول و لاکِ سلحفاة به کار میرود.
به فارسی
در برگردان دقیق به زبان فارسی، بسته به سیاق متن میتوان از واژههایی چون پژمردگی، افسردگی (به معنی خشکی گیاه)، خوشیدگی و یا لاک/پوستِ باخه (لاکپشت) استفاده کرد.
در قرآن
این کلمه در متن قرآن مجید وجود ندارد، اما در متون کهن ادبیات عرب، اشعار دوره جاهلی و قصاید مشهور اسلامی مانند لامیة العجم به کرات دیده میشود.
نماد چیست
الذبل در فرهنگ عامه یا ادبیات مکتوب نماد گرایش خاصی نیست؛ با این حال در کتابهای طب سنتی قدیمی ذکر شده که استفاده از شانه ساختهشده از الذبل (لاک لاکپشت) نمادی برای پیشگیری و دفع شپش و جلوگیری از ریزش مو بوده است.
جمعبندی و توضیح کامل الذبل
واژه «الذبل» یک لغت اصیل عربی است که به کتابهای لغت و متون کهن فارسی نیز راه یافته است. این واژه دو کاربرد و معنای کاملاً متفاوت دارد؛ در بستر اول به مفهومِ ذبول، یعنی پژمرده شدن، پلاسیدگی گیاهان و همچنین لاغر شدن اسب اشاره دارد که نقطه مقابل طراوت و شادابی است.
در معنای دوم که بیشتر جنبه اسمی و مادی دارد، الذبل به پوست و لاک استخوانی لاکپشتهای بزرگ دریایی گفته میشود. در دوران باستان و قرون میانه، این ماده به دلیل استحکام و زیبایی ظاهریاش، به عنوان یک ماده اولیه ارزشمند برای ساخت صنایع دستی ظریف مانند شانه، دستبند (دست-برنجن) و انگشتر مورد استفاده هنرمندان قرار میگرفته است.