یعنی چه
واژه «المعبود» به معنای ذات مورد پرستش، خدا و پروردگار است. این کلمه بر وزن اسم مفعول ساخته شده و به کسی یا چیزی اشاره دارد که بندگان در برابر او سر فرود میآورند و به قصد طاعت و خضوع، او را عبادت میکنند. در نگاه توحیدی، المعبود تنها به خداوند یکتا اطلاق میشود.
تلفظ
این کلمه با سکون حرف «ل»، فتح «م»، سکون «ع» و ضمه «ب» تلفظ میشود. حرف «ال» در ابتدای آن برای معرفه کردن واژه است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «مورد پرستش» یا «پروردگار با حرف تعریف»، کلمه ۷ حرفی «المعبود» به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به متن، واژههای Deity و Divinity برای معبود و امر قدسی، God برای خداوند، و Idol برای معبودی از جنس بت استفاده میشوند.
به عربی
در زبان عربی، واژههای الإله و الرب نزدیکترین معادلهای معنایی به المعبود در مفاهیم عبادی و کلامی هستند.
به فارسی
برگردان دقیق این واژه به فارسی «پرستیده» یا «مورد پرستش» است. در متون کهن و ادبی، گاه از معادلهایی چون «کارکیا» یا «یزدان» نیز در این سیاق استفاده شده است.
در قرآن
خود کلمه «المعبود» به صورت اسم صریح در قرآن نیامده است، اما افعال و مشتقات ریشه آن مانند «إِیَّاکَ نَعْبُدُ» بسیار تکرار شدهاند. همچنین در علم کلام، عبارت توحیدی «لا إله إلا الله» را به صورت «لا معبودَ بحقٍّ إلّا الله» (هیچ معبودی به حق جز الله نیست) تبیین و معنا میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل المعبود
واژه «المعبود» یک اصطلاح اصیل با ریشه عربی (ع ب د) است که به معنای ذات پاک پروردگار و هر آنچه مورد ستایش و بندگی قرار میگیرد، به کار میرود. وجود حرف تعریف «ال» در ابتدای آن، اشاره به معرفه بودن و در اصطلاح دین، اشاره به «آن معبود حقیقی و یگانه» یعنی خداوند متعال دارد. این کلمه همخانواده با واژگانی چون عبادت، معبد و عبودیت است.
در فرهنگ اسلامی و کلام توحیدی، المعبود نماد بارز مظهر یکتاپرستی است؛ به این معنا که تنها یک ذات شایستگی خضوع و بندگی کامل را دارد. در ادبیات عرفانی فارسی نیز شعرا و عارفان بزرگ این واژه را مجازاً به عنوان نمادی از معشوق حقیقی، غایت آرزوی سالک و مقصود نهایی سفرِ دل به کار بردهاند و تقابل زیبایی میان عابد (بنده) و معبود (خدا) خلق کردهاند.