یعنی چه
امهار یک واژهٔ فقهی و حقوقی با منشأ عربی است که به معنای تعیین کردن مهر یا مهریه برای زن در هنگام ازدواج و به زنی دادن دختر با شرط پرداخت کابین است. همچنین در ادبیات عرب به عنوان جمع «مُهْر» به معنی کرهاسبها نیز به کار میرود.
تلفظ
این کلمه در زبان فارسی به کسر همزه (اِ) تلفظ میشود و ساختار آن بر وزن باب افعال در زبان عربی است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً در پاسخ به راهنماهایی چون «کابین کردن زن» یا «تعیین مهریه در نکاح» میآید و پاسخ آن یک کلمهٔ ۵ حرفی است.
به انگلیسی
در متون حقوقی و رسمی انگلیسی، این واژه به فرآیند تخصیص و تعیین مال به عنوان مهریه اشاره دارد.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی و مصدر باب افعال از ریشه (م-ه-ر) است که در زبان مبدأ نیز دقیقاً به همین معنای حقوقی کاربرد دارد.
به فارسی
نزدیکترین معادلهای پارسی سره و روان برای این واژه، اصطلاحاتی چون «کابین دادن» و «مهر کردن» هستند که به پیوند زناشویی همراه با پشتوانه مالی اشاره دارند.
در قرآن
واژهٔ مصدری «امهار» در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ اما ریشه و مفاهیم مرتبط با آن مانند «صَدُقات» (در آیه ۴ سوره نساء) و «أُجُور» به معنای مهریه و حقوق مالی زن در سنّت قرآنی و فقهی کاملاً مشهود است.
نماد چیست
در متون فقهی و ادبیات کهن، این واژه نماد تعهد، پیوند رسمی و مشروعیت عقد نکاح است. در کاربرد دوم و نادر خود (جمع مُهر) میتواند به طور مجازی اشاره به تولید مثل حیوانی داشته باشد.
جمعبندی و توضیح کامل امهار
واژهٔ «امهار» یک اصطلاح تخصصی، فقهی و حقوقی با ریشهٔ عربی (از باب افعال) است که به معنای تعیین کردن مهر، مهریه دادن یا به زنی دادن دختر با شرط کابین مشخص به کار میرود. این کلمه در زبان فارسی امروز کاربرد عامیانهای ندارد و بیشتر در متون کهن فقهی، حقوقی و ادبی دیده میشود.
از دیدگاه ساختاری، این کلمه پنجحرفی بوده و همخانوادهٔ واژگانی چون مهر، مهریه و ممهور است. اگرچه خودِ این لفظ در قرآن نیامده، اما اصطلاحات جایگزین آن در احکام اسلامی کاملاً رایج است. همچنین در بخش تکمیلیِ لغتنامهها، گاهی این واژه را به عنوان جمع «مُهر» (کرهاسب) نیز معنی کردهاند.