یعنی چه
گوی گریبان یک ترکیب اضافهٔ کهن در زبان فارسی است و به تکمه یا دکمهای اشاره دارد که در بخش یقه (گریبان) لباس تعبیه میشده است. در گذشته دکمهها را اغلب به صورت گرد و شبیه به گویهای کوچک میساختند تا با عبور از حلقه یا بندینک، یقه لباس بسته و محکم شود.
تنزلوط
این ترکیب از دو واژهٔ «گوی» (با پَتش بر روی گاف) و «گریبان» (با زَبَر روی گاف و زیر روی ر) ساخته شده و در حالت اضافه به صورت گویِ گریبان تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنمای «دکمه یقه لباس در قدیم» کاربرد دارد و دقیقاً دارای ۹ حرف است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به دکمههایی که مخصوص بستن یا اتصال بخش طوق و یقه لباس هستند، از این اصطلاحات استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای روان و امروزی این واژه در زبان فارسی شامل دکمه یقه و تکمه گریبان است. از نظر ریشهشناسی، گوی از واژه پهلوی به معنی جسم کروی و گریبان از واژه اوستایی گریوا (گردن) به همراه پسوند بان (محافظ) شکل گرفته است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، گوی گریبان به دلیل شکل مدور و گاه درخشانش، نمادی از آراستگی، پیوند و اتصال، و رازهای پنهان در سینه است. شاعرانی چون حافظ و خاقانی از آن به عنوان کنایه از ستارگان و اجرام فلکی نیز استفاده کردهاند؛ چنانکه حافظ میفرماید: «با اهل هنر گوی گریبان بگشای / وز نااهلان تمام دامن درکش» که در اینجا گوی گریبان گشودن کنایه از آشکار کردن راز دل و همصحبتی است.
جمعبندی و توضیح کامل گوی گریبان
واژهٔ «گوی گریبان» یکی از ترکیبات اصیل و کهن زبان فارسی است که به دکمههای گرد و گویمانند یقه لباس در پوشاک سنتی اشاره دارد. این اصطلاح از دو بخش «گوی» (اشاره به فرم کروی دکمه) و «گریبان» (بخش یقه لباس که محافظ گردن بوده) تشکیل شده است و وظیفه اتصال و بستن چاک یقه را بر عهده داشته است.
این عبارت در ادبیات عرفانی و کلاسیک ایران فراتر از یک جزء ساختاری در لباس، به عنوان یک آرایه و نماد شعری به کار رفته است. شاعران بزرگی همچون حافظ از تعابیری مانند «گشودن گوی گریبان» برای کنایه از محرم راز شدن، فاش کردن اسرار درون و همنشینی صمیمانه با اهل هنر استفاده کردهاند.