یعنی چه
ضبوع در اصل یک واژه وامگرفته از زبان عربی است که دو معنای عمده دارد؛ نخست به عنوان مصدر، به حالت گام برداشتن بلند اسب و کشیدن و دراز کردن دستها و بازوهایش در زمان دویدن اشاره میکند. در معنای دوم، این واژه با ریشه «ضبع» در ارتباط است و در متون کهن به معنی کفتار یا گروه کفتارها به کار رفته است.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت ضُبوع (ضُ + بوع) تلفظ میشود که ضمه روی حرف اول قرار دارد.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، در پاسخ به کلمهای ۴ حرفی به معنی کفتار یا دراز کردن دست اسب در زمان دویدن، واژه «ضبوع» کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای کاربرد این واژه در متون انگلیسی، بسته به بافت متن از معادلهای فوق استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل «یازیدن» (دراز کردن دست و بازو)، «گامبلند برداشتن اسب» و در اصطلاح جانورشناسی کهن، همان «کفتار» است.
در قرآن
واژه ضبوع یا ریشه آن در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ با این حال، ریشههای همخانواده آن مانند «ضبع» (کفتار) و «ضباع» (کفتارها) در متون صدر اسلام و به ویژه در کتاب نهجالبلاغه برای توصیف مکر، سستی یا هجوم جمعیت دیده میشود.
نماد چیست
این کلمه در حالت مصدری نمادی از چالاکی، تاختوتاز بلند و سرعت اسب است. اما از نظر ریشه زبانی و ارتباط آن با کفتار، در ادبیات و ضربالمثلهای کهن عرب نماد حماقت، سستی، پنهانکاری و غفلتزدگی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل ضبوع
واژه «ضبوع» از جمله کلمات وامگرفته از زبان عربی است که وارد متون کهن و لغتنامههای اصیل فارسی مانند دهخدا شده است. این کلمه دو وجه معنایی کاملاً متمایز دارد؛ از یک سو رویکردی حرکتی و حماسی دارد که به تاختوتاز اسب و باز کردن دستهایش برای سرعت بیشتر اشاره میکند و از سوی دیگر با دنیای جانوران و کفتارها گره خورده است.
بررسی ریشهشناختی این واژه نشان میدهد که گرچه در کتاب قرآن مستقیماً ذکر نشده، اما کاربرد فراوانی در ضربالمثلها و کنایههای ادبی صدر اسلام دارد. در حل جدول کلمات متقاطع نیز این واژه ۴ حرفی یک پاسخ کلیدی برای پرسشهایی با مضمون گام بلند اسب یا نام دیگر کفتار محسوب میشود.