معنی
در لغتنامههای معتبر، فزع به معنای هراس ناگهانی، بیم، دهشت و دستپاچگی شدید آمده است که انسان را در وضعیت اضطرار قرار میدهد. همچنین در زبان فارسی عامیانه و ادبی گاهی به معنی ناله و زاری برخاسته از ترس شدید نیز به کار میرود.
یعنی چه
این واژه نشاندهنده واکنش سریع و شدید به یک خطر یا خبر ناگهانی است. در ترکیب کنایی و عرفی مثل «جزع و فزع»، به معنای بیتابی مفرط، زاری و ناله از سر عجز و ترس شدید استفاده میشود.
مترادف
این واژهها همگی به مفهوم فقدان آرامش و بروز نگرانی عمیق روحی اشاره دارند؛ اگرچه واژههایی مانند رعب و ذعر شدت بیشتری را نسبت به فزع ساده نشان میدهند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده برطرف شدن هرگونه ترس و دلهره، رسیدن به ثبات درونی و راحتی خیال در برابر خطرات هستند.
هم خانواده
این واژهها همگی مشتق شده از ریشه ثلاثی مجرد (ف-ز-ع) هستند و مفاهیمی چون پناهگاه، ترسیدن یا فرآیند ترساندن را حمل میکنند.
ریشه
این کلمه از ریشه عربی «ف-ز-ع» گرفته شده و معنای ریشهای آن ترسیدن و پریشانی ناگهانی است. این واژه جزو کلمات اضداد به شمار میرود؛ به این معنی که در حالت مجرد به معنای ترسیدن است، اما در بابهای افعال و تفعیل میتواند به معنی برطرف کردن ترس و فریادرسی نیز باشد.
در جدول
در کلمات متقاطع و جدولها، کلمه فزع به عنوان یک پاسخ دقیق ۳ حرفی برای پرسشهایی با مضمون ترس شدید، هراس یا وحشت ناگهانی کاربرد دارد.
به انگلیسی
واژههای انگلیسی فوق نزدیکترین معادلها برای توصیف این حالت روانی بحرانی، اضطراری و توأم با دلهره شدید هستند.
جمعبندی و توضیح کامل فزع
واژه فزع در فرهنگ اسلامی و ادبیات فارسی بار معنایی عمیقی دارد و به عنوان نمادی از لحظات بحرانی، شوک و تکانهای سهمگین شناخته میشود. مهمترین نمود این کلمه در تعبیر قرآنی «الفزع الاکبر» (وحشت بزرگ) تجلی یافته که به احوال انسانها و ترس جمعی ناشی از رستاخیز و نفخه صور اشاره دارد.
این واژه در زبان عرفی و ادبیات روزمره نیز کاربرد کنایی خاص خود را پیدا کرده است؛ به طوری که در ترکیب با واژه جزع، اصطلاح «جزع و فزع» را میسازد که نمایانگر بیتابی مفرط، گریه و فریادهای ناشی از ناتوانی در برابر مصائب و سختیها است. بنابراین، فزع صرفاً یک ترس ساده نیست، بلکه واکنشی شدید و ناگهانی به یک تهدید یا خطر بزرگ محسوب میشود.