یعنی چه
تاراندن به معنای مجبور کردن انسان یا حیوان به ترک یک محل از طریق ترساندن، ایجاد صدا یا رفتارهای تهاجمی است. این واژه به مفهوم متفرق کردن یک گروه و از هم پاشیدن تجمع آنها نیز به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت [تاراندن] (tārāndan) است که مصدر مرخم آن «تارانیدن» میباشد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «فراری دادن»، «رم دادن» یا «دور کردن» ظاهر میشود.
به انگلیسی
بسته به متن جملات، میتوان از برگردانهای فوق برای انتقال مفهوم تاراندن در زبان انگلیسی استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی افعال مشتق از این مصادر برای رساندن معنای تاراندن و پراکنده ساختن استفاده میشوند.
به فارسی
واژگان هممعنی و جایگزین فارسی این کلمه شامل راندن، گریزاندن، رم دادن، متفرق کردن و پراکنده ساختن هستند. متضاد این واژه نیز گرد آوردن و متمرکز کردن است.
جمعبندی و توضیح کامل تاراندن
واژه «تاراندن» یک فعل اصیل و خالص فارسی است که از ریشه «تار» یا «تار و مار» به همراه پسوند سببساز ساخته شده است. این کلمه در لغتنامههای معتبر فارسی مانند دهخدا و معین به معنای متفرق کردن، فراری دادن و به زور راندن اشخاص یا حیوانات تعبیر میشود.
اگرچه این واژه به طور مستقیم در متن قرآن کریم وجود ندارد، اما در ترجمههای فارسی قرآن مکرراً به عنوان معادل دقیق برای افعالی با مفهوم طرد کردن شیاطین یا راندن دشمنان استفاده شده است. در ادبیات استعاری نیز نمادی از قدرت هجومی و پاکسازی محیط از اغیار به شمار میرود.