یعنی چه
رنگ بور به رنگی متمایل به زرد، قهوهای روشن یا سرخفام (شبیه به رنگ گندمگون یا طلایی تیره) گفته میشود. این واژه در زبان عامیانه و روزمره، بیشتر برای توصیف رنگ موی افراد (موهای روشن و مایل به زرد) یا پوستهای بسیار روشن استفاده میشود. همچنین در اصطلاحات عامیانه، ترکیب «بور شدن» به معنای کناییِ خجالتزده، شرمنده یا ناامید شدن از یک خواسته نیز کاربرد دارد.
تلفظ
این واژه به صورت ضمه روی حرف اول یعنی «بُور» (Bōr) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه با توجه به تعداد حروف، خودِ «رنگ بور» (۶ حرف) یا معادلهایی مانند «اشقر»، «طلایی» و «سرخمو» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف موی بور از واژه Blonde و برای توصیف پوست روشن از واژه Fair استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به فرد بور از واژه «أشقر» برای مردان و «شقراء» برای زنان استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، واژه Kumral به معنای موی بور و قهوهای روشن است و Sarışın به افراد زردمو یا بلوند اطلاق میشود.
به فارسی
معادلها و واژههای هممعنی فارسی برای این مفهوم شامل زرد، طلایی، گندمگون و سرخمو هستند. از نظر ریشهشناسی، واژه «بور» ریشه در زبانهای ایران باستان (مانند پارسی میانه یا پهلوی) دارد که به صورت bōr به معنی قهوهای روشن یا سرخفام به کار میرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل رنگ بور
واژه «بور» یکی از اصطلاحات اصیل و کهن در زبان فارسی است که ریشه در پارسی میانه دارد. این واژه به طیف رنگی خاصی میان زرد، طلایی تیره و قهوهای روشن اشاره میکند و در فرهنگ عمومی جامعه، بیشترین کاربرد را در توصیف ویژگیهای ظاهری انسانها، به ویژه رنگ مو و پوست روشن دارد.
علاوه بر کاربرد ظاهری و فیزیکی، این کلمه در ادبیات عامیانه فارسی وارد بخش کنایات نیز شده است؛ به طوری که اصطلاح «بور شدن» نمایانگر حس شرمساری، خجالتزدگی یا سنگ روی یخ شدن در یک موقعیت اجتماعی است. این واژه در زبانهای دیگر معادلهای دقیقی مانند Blonde در انگلیسی و اشقر در عربی دارد.
در حوزه نمادشناسی، رنگ بور به دلیل کمیاب بودن طبیعی آن در مناطق خاورمیانه، اغلب نمادی از جذابیت خاص، تفاوت ظاهری، جوانی و شادابی به شمار میرفته است. لازم به ذکر است که این واژه کاملاً فارسی بوده و با واژه همآوای عربی «بُور» (به معنی هلاکشده) در قرآن، هیچگونه ارتباط معنایی و ریشهای ندارد.