معنی
ازل در لغت و اصطلاحات فلسفی و عرفانی به معنای قدم، دیرینگی و جاودانگی در گذشته است؛ یعنی وجود یا زمانی که هیچگونه آغاز و ابتدایی برای آن متصور نیست.
یعنی چه
وقتی میگویند چیزی ازلی است، یعنی همیشه وجود داشته و هیچوقت نبوده که نباشد. این مفهوم معمولاً برای توصیف ذات خداوند و اصالت هستی به کار میرود.
مترادف
واژههای فوق در متون ادبی، عرفانی و فلسفی بیشترین قرابت معنایی را با مفهوم بیآغاز بودن دارند.
متضاد
«ابد» به معنای جاودانگی در آینده (بیپایانی) است و «حادث» در اصطلاح فلسفی به چیزی گفته میشود که نوپدید است و آغاز زمانی دارد.
هم خانواده
مشتقات و ترکیبات مختلفی که از ریشه این واژه در زبان فارسی و ادبیات استفاده میشوند.
جمله سازی
در جدول
در سوالات جدول کلمات متقاطع، پاسخ عبارتهایی چون «زمان بیآغاز» یا «همیشگی در گذشته» کلمه سه حرفی «ازل» است.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم دقیق ازل در زبان انگلیسی از عبارات تخصصی فلسفی مربوط به زمان بیپایان گذشته استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل ازل
واژه «ازل» یکی از کلیدیترین مفاهیم در فلسفه، عرفان و ادبیات فارسی است که به معنای زمان بیآغاز، قدیم و وجود دائمی پیش از خلق زمان به کار میرود. این کلمه در تقابل با «ابد» (جاودانگی در آینده) معنا مییابد و ترکیب «ازل تا ابد» در ادبیات نمادی از کل پهنه هستی و زمان مطلق است. اگرچه درباره ریشه آن دیدگاههای متفاوتی وجود دارد و برخی آن را معرب عبارت فارسی «از سر» میدانند، اما در زبان عربی و اصطلاحات اسلامی کاملاً جا افتاده است.
نکته حائز اهمیت این است که واژه «ازل» با این املا و معنای فلسفی مستقیماً در متن قرآن کریم نیامده است، بلکه قرآن برای رساندن مفهوم بیآغازی پروردگار از صفاتی مانند «الأول» (همچون آیه هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ) استفاده کرده است. در شعر و عرفان فارسی نیز روز ازل یا عالم الست، اشاره به میثاق نخستین و پیوند دیرینه روح انسان با خداوند دارد.
در لغتنامههای تخصصی، معنای استاندارد و امروزی این کلمه صرفاً همان بیآغاز بودن است و نباید آن را با افعال مشابه در متون دینی (مانند أَزَلَّهُمَا به معنی لغزاندن) اشتباه گرفت. شناخت دقیق تفاوت میان ازل (بیآغازی)، ابد (بیپایانی) و سرمد (آنچه نه آغاز دارد و نه پایان) به درک عمیقتر متون کهن کمک شایانی میکند.