یعنی چه
جمجمهخوانی یا فرنولوژی به فرضیهای قدیمی در تاریخ علم اشاره دارد که بر اساس آن، برجستگیها و فرورفتگیهای استخوان سر (جمجمه) نشاندهنده میزان توسعه بخشهای مختلف مغز و در نتیجه تعیینکننده ویژگیهای اخلاقی، استعدادها، هوش و گرایشهای روانی افراد است. این دیدگاه در قرن نوزدهم محبوبیت زیادی داشت، اما با پیشرفت علم مغز و اعصاب کاملاً رد شد و امروزه به عنوان یک شبهعلم شناخته میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [جُمْجُمِهخوانی] است که از ترکیب دو واژه «جمجمه» و «خوانی» (از مصدر خواندن) ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۱۰ حرف دارد. همچنین ممکن است از معادل فرنگی آن یعنی «فرنولوژی» به عنوان جایگزین استفاده شود.
به انگلیسی
واژه تخصصی این مفهوم در زبان انگلیسی Phrenology است که ریشه در زبان یونانی دارد.
به عربی
در زبان عربی علاوه بر استفاده از واژه وامگرفته شدهی «فرنولوجيا»، از عبارتهای توصیفی مربوط به علم فراست و شناخت چهره و سر نیز استفاده میشود.
در قرآن
ترکیب «جمجمهخوانی» یا واژه «جمجمه» بههیچوجه در متن قرآن کریم به کار نرفته است. کلماتی مانند «رأس» (سر) یا «ناصیه» (پیشانی) در قرآن وجود دارند اما هیچ ارتباطی با این نظریه و تفکر شبهعلمی ندارند.
نماد چیست
نماد سنتی و شناختهشدهی جمجمهخوانی، یک مدل یا ماکت سفالی و گچی از سر انسان است که سطح آن خطکشی شده و به خانهها و نواحی متعددی (بین ۲۷ تا ۳۷ بخش) تقسیمبندی شده است. هر یک از این شمارهها و نواحی روی ماکت، نماد یک صفت اخلاقی یا استعداد خاص مانند مهر مادری، رازداری، اراده یا میل به تخریب است.
جمعبندی و توضیح کامل جمجمه خوانی
جمجمهخوانی یا فرنولوژی یکی از معروفترین نمونههای شبهعلم در تاریخ روانشناسی و پزشکی است. این نظریه که در اواخر قرن هجدهم توسط پزشک آلمانی، فرانتس یوزف گال، پایهگذاری شد، ادعا میکرد که ساختار مغز مانند یک ماهیچه با تمرین و تکرار صفتها بزرگ میشود و این بزرگ شدن، روی استخوان سخت جمجمه برجستگی ایجاد میکند. به این ترتیب، طرفداران این نظریه با لمس سر افراد، مدعی پیشبینی شخصیت و استعدادهای آنها بودند.
اگرچه این رویکرد در قرن نوزدهم طرفداران پرشماری در اروپا و آمریکا پیدا کرد و حتی در دادگاهها و استخدامها به کار گرفته شد، اما با پیدایش روشهای تجربی مدرن و کالبدشکافیهای دقیق عصبپژوهی، بیپایه بودن آن به اثبات رسید. امروزه مشخص شده است که شکل ظاهری استخوان سر هیچ ارتباطی با کارکرد مغز، هوش یا صفات اخلاقی انسان ندارد.