معنی
نشان در زبان فارسی به معنی هرگونه اثر، علامت یا نمادی است که برای شناسایی به کار میرود. همچنین این واژه به معنای مدال افتخار، آماج و هدف در تیراندازی، و آدرس یا محل سکونت نیز استفاده میشود.
یعنی چه
عبارت نشان دادن یا داشتن نشان، به معنای آشکار ساختن یک ویژگی، مهر، امضا یا برگی از هویت است که اصالت یا موقعیت چیزی را مشخص میکند.
مترادف
واژههای فوق در سیاقهای مختلف متون فارسی میتوانند به عنوان جانشین دقیق یا تقریبی کلمه «نشان» به کار روند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه مشترک کلمه نشان مشتق شدهاند و روابط معنایی نزدیکی با آن دارند.
ریشه
این واژه از زبان فارسی میانه به فارسی نو رسیده و ریشه دورتر آن در زبانهای هندواروپایی به معنای دیدن، زیر نظر داشتن یا برافراشتن علامت است. این کلمه به زبانهای دیگری مانند ترکی و اردو نیز وارد شده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «نشان» کلمهای ۴ حرفی است که به عنوان پاسخ طراحان برای راهنماهایی چون اثر، علامت یا مدال به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به اینکه منظور شما از نشان چه باشد (مدال، آدرس، یا علامت)، باید معادل انگلیسی متناسب با آن را انتخاب کنید.
جمعبندی و توضیح کامل نشان
واژه «نشان» یکی از کلمات کهن و اصیل زبان فارسی است که ریشه در دوران فارسی میانه دارد. این کلمه با هسته معنایی «هر چیزی که دلالت بر امر دیگری دارد»، در حوزههای گوناگونی از زندگی روزمره تا ادبیات عرفانی به کار میرود. کاربرد آن از یک علامت ساده راهنمایی گرفته تا نشانهای افتخار نظامی و دولتی، و حتی آدرس محل سکونت (نشانی) را شامل میشود.
در فرهنگ ایرانی، نشان نمادی از هویت، اصالت، حاکمیت و فرّه ایزدی بوده است؛ همانگونه که درفشها و سکههای باستانی به عنوان نشان قدرت شناخته میشدند. اگرچه این کلمه اصالتاً فارسی است و در متن قرآن نیامده، اما مفاهیم معادل آن مانند «آیه» و «علامت» بارها در متون دینی برای ارجاع به نشانههای قدرت خداوند در جهان استفاده شده است.