یعنی چه
این واژه از ریشه عربی «وکل» گرفته شده و در اصل به معنای «مرا واگذار میکنی» یا «به من میسپاری» است. در فرهنگ دینی و ادعیه، این عبارت معمولاً همراه با ادات نهی به صورت «لا تَکِلنی» استفاده میشود که مفهوم «مرا به حال خودم رها مکن» و «مرا تنها مگذار» را میرساند.
تلفظ
این کلمه با فتح ت، کسر ک، سکون ل، کسر ن و سکون ی تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «مرا واگذار میکنی» یا «به من میسپاری»، واژه ۵ حرفی «تکلنی» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
در ترجمه این عبارت به زبان انگلیسی، بسته به سیاق متن از ترکیبهایی که مفهوم سپردن یا رها کردن را میرسانند استفاده میشود.
به ترکی
معادلهای ترکی این واژه دقیقاً همان مفهوم واگذاری و سپردن مفعولی را در ساختار زبان ترکی نشان میدهند.
به فارسی
از نظر برگردان دقیق تحتاللفظی، این فعل مضارع عربی در زبان فارسی به صورت «مرا واگذار میکنی» یا «مرا رها میکنی» معنا میشود که در متون ادعیه به شکل خواهش و تمنای مگذار (رها مکن) ترجمه میگردد.
نماد چیست
این واژه در فرهنگ و ادبیات اسلامی نمادی از فقر ذاتی انسان، عدم اتکا به خودِ مادی (غرور) و نیاز همیشگی بنده به هدایت، حمایت و پناه الهی در تمام لحظات زندگی است.
جمعبندی و توضیح کامل تکلنی
واژه «تکلنی» یک عبارت فعلی عربی از ریشه «و ک ل» است که در اصل به معنای «مرا واگذار میکنی» یا «به من میسپاری» به کار میرود. هرچند این صیغه خاص در متن قرآن مجید نیامده، اما همخانوادههای فراوانی مانند توکل و وکیل در آیات الهی دارد. بیشترین شهرت این واژه در میان فارسیزبانان به دلیل حضور پررنگ آن در احادیث و ادعیه مأثور، بهویژه عبارت معروف نبوی «اللَّهُمَّ لَا تَکِلْنِی إِلَی نَفْسِی طَرْفَةَ عَیْنٍ أَبَداً» (خدایا مرا چشم بر هم زدنی به خودم وامگذار) است.
این واژه از نظر ساختار ادبی، فعلی معتل (مثال واوی) است که حرف واو آن در فرآیند صرف حذف شده و با پیوستن نون وقایه و ضمیر مفعولی ساخته شده است. در فرهنگ معارف اسلامی، کاربرد این اصطلاح یادآور این نکته عرفانی است که انسان نباید دچار غرور و خودباوری منفی شود، بلکه باید در تمامی امور خود را به نیروی لایزال الهی بسپارد و از رها شدن به حال خود بیمناک باشد.