یعنی چه
عواسج واژهای عربی و جمع تکسیر «عَوْسَجَة» است. این کلمه به نوعی درختچه یا بوتهٔ بیابانی، سخت و پر از خار اشاره دارد که شاخههای درهمتنیده دارد و معمولاً در مناطق خشک میروید. این گیاه دارای میوههای کوچک و سرخرنگ شبیه عقیق است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [عَوا سِج] است که حرف عَیْن و واو دارای فتحه و حرف سین دارای حرکت کسره است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان پاسخ برای طراحانی است که بهدنبال جمع کلمه عوسجه یا نام دیگر گیاه دیوخار و خارهای بیابانی هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این نوع گیاه خاربُcurrent_year، از واژههای عمومی مانند بوته خار بیابانی یا نام علمی سردهٔ آن استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است. در لغتنامههای عربی مانند لسانالعرب، عوسج به عنوان نوعی شجر شوکی (درخت خاردار) معرفی شده که ریشه آن به کج شدن یا کشیدگی در حرکت اشاره دارد.
به فارسی
بهترین و دقیقترین معادلهای فارسی برای این واژه گیاه شناسی، «دیوخار» یا «فیلزهره» است که در دشتها و بیابانهای ایران نیز میروید.
نماد چیست
این واژه نماد رسمی و شناختهشدهای در ادبیات عرفانی یا کلاسیک فارسی ندارد؛ اما به دلیل ماهیت گیاه، در متون کهن به عنوان نمادی از اراضی بایر، سختی، خشکی و محیطهای خشن بیابانی به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل عواسج
واژهٔ «عواسج» یک اسم جمع تکسیر در زبان عربی است که مفرد آن «عوسجه» بوده و به زبان فارسی نیز راه یافته است. این کلمه در اصطلاح گیاهشناسی به گروهی از درختچهها و بوتههای بیابانی، سخت و پر از خار اشاره دارد که در فارسی با نامهایی چون «دیوخار» یا «فیلزهره» شناخته میشوند. این گیاه با شرایط سخت کمآبی سازگار است و شاخههای کج و درهمتنیدهای دارد.
از نظر ریشهشناسی، این کلمه از ثلاثی مجرد (ع-س-ج) گرفته شده که در اصل به معنای کشیدگی یا کج شدن است و به دلیل فرم ظاهری شاخههای این درختچه به این نام خوانده میشود. اگرچه این واژه در متن قرآن کریم به کار نرفته، اما در احادیث و متون کهن عربی به عنوان پوشش گیاهی مناطق خشک و بیابانی از آن یاد شده است و در حل جدولهای کلمات متقاطع کاربرد دارد.