یعنی چه
این کلمه بر اساس تلفظ و حرکتگذاری سه معنی متفاوت دارد؛ اما در رایجترین کاربرد خود به معنی وامدهنده و طلبکار است. در وجهی دیگر، مُقْرَض به معنی ریزریز شده و پارچه تکهتکه شده با قیچی است و مِقْرَض نیز به ابزار بریدن یا نوعی قیچی فلزات اطلاق میشود.
تلفظ
تلفظ رایج این واژه در زبان فارسی «مُقْرِض» (با ضمه ميم و کسر راء) در معنای بخشنده وام است. نباید این واژه را از نظر املایی و معنایی با کلمه «مُغْرِض» (به معنی کینهتوز و دارای غرض سوء) اشتباه گرفت.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این کلمه معمولاً با راهنمای «وامدهنده»، «طلبکار» یا «نوعی قیچی قدیمی» از طراحان سوال پرسیده میشود و پاسخ آن دقیقاً ۴ حرف دارد.
به انگلیسی
در مباحث مالی و اقتصادی زبان انگلیسی، برای اشاره به شخص یا نهاد قرضدهنده از واژههای Lender یا Creditor استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی این واژه کلماتی مانند «وامدهنده» و «طلبکار» هستند. ریشه این واژه عربی (ق-ر-ض) است که در لغت به معنی بریدن است، چرا که وامدهنده بخشی از مال خود را جدا کرده و به دیگری میدهد.
در قرآن
خود واژهٔ اسم فاعل «مقرض» به صورت صریح در قرآن نیامده است، اما فعلهای مشتقشده از این ریشه ۶ بار در قالب اصطلاح «قرضالحسنه» (مانند آیه ۲۴۵ سوره بقره: مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا) به کار رفتهاند. همچنین در آیه ۱۷ سوره کهف، فعل «تَقْرِضُهُمْ» در معنای لغوی آن یعنی بریدن و کناره گرفتن آمده است.
نماد چیست
در ادبیات، عرفان، اسطورهشناسی یا نشانهشناسی سنتی فارسی و عربی، نماد یا مظهر مادی و نجومی ویژهای برای واژه مقرض ثبت نشده است و صرفاً یک اصطلاح حقوقی، مالی و لغوی محسوب میشود.
جمعبندی و توضیح کامل مقرض
واژه «مقرض» یک کلمه با اصالت عربی و برخاسته از ریشه (ق-ر-ض) است که در زبان فارسی کاربرد دارد. این کلمه با توجه به نوع حرکتگذاری میتواند سه معنای کاملاً متفاوت داشته باشد؛ در حالت مُقْرِض (با کسر راء) به معنای وامدهنده و طلبکار است که رایجترین کاربرد آن محسوب میشود. در حالت مُقْرَض (با فتح راء) به معنی شیء قیچیشده و در حالت مِقْرَض (با کسر میم) به معنی خودِ ابزار برش یا قیچی است.
نکته بسیار مهم در نگارش و خوانش این کلمه، عدم اشتباه گرفتن آن با واژه همآوای «مغرض» (با حرف غین) است. واژه مغرض به معنای فردی است که دارای کینه، غرض شخصی یا نیت سوء است، در حالی که مقرض (با حرف قاف) کاملاً به مفاهیم مالی، وام یا بریدن ارتباط دارد.
در حوزه آیات قرآن کریم نیز اگرچه خود کلمه به طور مستقیم ذکر نشده، اما مشتقات فعلی آن بارها در قالب فرهنگ ستودهٔ «قرضالحسنه» به کار رفته است که کنایه از انفاق در راه خدا دارد و جایگاه والای این مفهوم را در فرهنگ اسلامی نشان میدهد.