معنی
واژه قوی به معنای داشتن نیرو و توانایی بالا در ابعاد جسمی، ذهنی یا معنوی است. همچنین این کلمه برای توصیف شدت و استحکام پدیدهها و مفاهیم غیرانسانی مانند باران قوی، احساسات قوی یا استدلال قوی نیز به کار میرود. در اصطلاح علم رجال نیز به نوعی حدیث گفته میشود که راوی آن امامیمذهب اما بدون مدح رسمی باشد.
یعنی چه
وقتی میگوییم چیزی یا کسی قوی است، یعنی از توانمندی، صلابت و پایداری بالایی برخوردار است و در برابر فشارها یا موانع به سادگی تسلیم یا سست نمیشود.
مترادف
این کلمات در سیاقهای مختلف میتوانند به جای واژه قوی استفاده شوند؛ برای انسانها بیشتر 'نیرومند' و 'باصلابت' و برای پدیدهها 'شدید' و 'محکم' کاربرد دارد.
متضاد
واژههایی که بیانگر کمبود نیرو، فقدان توانایی یا عدم استحکام فیزیکی و معنوی هستند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه سه حرفی (ق و ی) مشتق شدهاند و مفاهیمی مرتبط با نیرو و توانمندی را میسازند.
ریشه
این واژه از مادهٔ سه حرفی عربی «قَوِيّ (qawiyy)» به معنی «نیرومند و دارای قدرت» وارد زبان فارسی شده و به مرور زمان کاربردها و توسعههای معنایی بیشتری در ادبیات فارسی پیدا کرده است.
در جدول
در معماها و جداول کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای 'نیرومند و توانا'، کلمه ۳ حرفی 'قوی' مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
رایجترین معادلهای این واژه در زبانهای دیگر هستند که برای توصیف قدرت فیزیکی یا استحکام ساختاری و مفهومی استفاده میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل قوی
واژه «قوی» یکی از پرکاربردترین واژههای وامگرفته شده از زبان عربی در فارسی است که معنای اصیل آن بر داشتن نیرو، توانایی و استحکام دلالت دارد. این کلمه در فرهنگ و ادبیات فارسی فراتر از قدرت جسمانی رفته و برای توصیف مفاهیم انتزاعی و معنوی مانند اراده قوی، ایمان قوی و یا حتی پدیدههای طبیعی پرشدت نظیر باران و استدلالهای منطقی محکم به کار میرود.
در فرهنگ اسلامی و قرآنی، این واژه جایگاه ویژهای دارد و ۹ بار به عنوان یکی از اسما و صفات الهی مطرح شده است که اغلب همراه با صفت «عزیز» (شکستناپذیر) یا «شدیدالعقاب» آمده است تا قدرت مطلقه پروردگار را بازگو کند. همچنین در ادبیات عامه و اسطورهشناسی، مظهر کلمه قوی در نمادهایی چون شیر، عقاب، کوه و پهلوانانی همچون رستم تجلی مییابد.