معنی
هر برآمدگی کلان، مرتفع و طبیعی در سطح زمین که از سنگ، خاک و کانیهای مختلف تشکیل شده و نسبت به زمینهای اطراف خود بسیار بلندتر باشد.
یعنی چه
کوه در لغت به معنای توده عظیم خاکی یا سنگی بلند است و در معنای مجازی به عنوان مظهر عظمت، سنگینی، استواری، پایداری و یا فراوانی بسیار (مانند ترکیب کوه غم یا کوه طلا) به کار میرود.
مترادف
واژههای هممعنی و مترادف که در زبان فارسی یا متون کهن برای اشاره به کوه و برآمدگیهای زمین استفاده میشوند.
متضاد
واژگانی که از نظر جغرافیایی و مفهومی در نقطه مقابل ارتفاع، برآمدگی و صلابت کوه قرار میگیرند.
هم خانواده
واژگانی که با کلمه کوه همریشه بوده و از ریشه اصیل ایرانی در فارسی میانه (کُف) و اوستایی (کَئوفَه) مشتق شدهاند.
جمله سازی
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، واژه کوه دقیقاً ۳ حرف دارد. پاسخهای سهحرفی معادل و پرکاربرد دیگر در جدول شامل جبل و طود هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Mountain برای اشاره به مفهوم کلی کوه استفاده میشود، در حالی که Mount معمولاً به صورت اختصاری پیش از نام یک کوه خاص قرار میگیرد.
جمعبندی و توضیح کامل کوه
واژه «کوه» پدیدهای جغرافیایی و کاملاً اصیل است که ریشه در زبانهای ایران باستان مانند فارسی میانه (کُف) و اوستایی (کَئوفَه) دارد. این واژه در معنای طبیعی خود به برآمدگیهای مرتفع زمین که از سنگ و خاک تشکیل شدهاند اشاره میکند و در متون کهن همواره نمادی از شکوه، پایداری و عظمت پوسته زمین بوده است.
در فرهنگ، ادبیات فارسی و متون مذهبی، کوه جایگاهی بسیار عمیق دارد. در قرآن کریم ۳۹ بار به صورت مفرد و جمع (جبل و جبال) از آن یاد شده و به عنوان «اوتاد» یا میخهای زمین که موجب آرامش و استقرار پوسته زمین میشوند، توصیف گشته است. همچنین در اساطیر ایرانی، کوهها پناهگاه پهلوانان، محل هبوط وحی و عُزلتنشینی عارفان بودهاند.
از منظر نمادشناسی، کوه مظهر تسلیمناپذیری، صبر، استقامت و عظمت است. تعابیر کنایی چون «کوه غم» یا «کوه پایداری» نشان از نفوذ این پدیده در ادبیات فارسی دارد که برای توصیف ویژگیهای سترگ انسانی یا موقعیتهای بزرگ به کار میرود.