یعنی چه
قوای حیوانی در فلسفه اسلامی و طب سنتی، به دستهای از نیروها و تواناییهای جاری در موجود زنده (انسان و حیوان) گفته میشود که واسطهٔ بین «قوای نباتی» (رشد و تغذیه) و «قوای انسانی/ناطقه» (تعقل) هستند. کارکرد اصلی این قوه، توانایی ادراک (مانند حواس پنجگانه و تخیل) و حرکت ارادی (ناشی از شهوت برای جذب منفعت یا غضب برای دفع ضرر) است. در طب سنتی، منبع و خاستگاه این قوه را «قلب» میدانند که از طریق شریانها و به وسیله «روح بخاری» در بدن توزیع میشود.
تلفظ
تلفظ این ترکیب وصفی به صورت «قُوَایِ حَیَوَانِی» (Ghovā-ye Hayavāni) است.
در جدول
این اصطلاح در جدولهای کلمات متقاطع به عنوان پاسخ برای طراحانی که به اصطلاحات طب سنتی و فلسفه قدیم اشاره دارند، استفاده میشود.
به انگلیسی
در متون فلسفه قرون وسطی و ترجمه انگلیسی آثار حکما نظیر ابنسینا، این اصطلاح به صورت Animal faculties یا Animal powers ترجمه شده است.
در قرآن
عبارت ترکیبی «قوای حیوانی» به صورت ظاهری و نص کلمات در قرآن نیامده است. با این حال، قرآن به کارکردهای اصلی این قوه (مانند داشتن قلب، گوش و چشمی که فراتر از حس حیوانی به تعقل نمیرسد) در آیاتی نظیر آیه ۱۷۹ سوره اعراف اشاره دارد که ویژگیهای افرادی را برمیشمارد که مانند چهارپایان تنها به حواس ظاهری بسنده کرده و تعقل نمیکنند.
نماد چیست
در فرهنگ عامه یا متون رسمی، نماد گرافیکی یا تصویر مدون و مشخصی برای این اصطلاح ثبت نشده است؛ اما در کتب خطی و قدیمی طب سنتی، نمودار درختوارهٔ «قلب و شریانهای متصل به آن» به عنوان مظهر، منبع و محل توزیع این قوه در سراسر بدن ترسیم میشد.
جمعبندی و توضیح کامل قوای حیوانی
قوای حیوانی یکی از مراتب سهگانه قوا در حکمت و طب سنتی (شامل قوای نباتی، حیوانی و نفسانی/ناطقه) است که وظیفه مدیریت بخشهای حیاتی جاندار مانند حس، حرکت و واکنشهای غریزی را بر عهده دارد. بر اساس این دیدگاه، خاستگاه اصلی این نیرو قلب است و از طریق جریان روح بخاری در رگها به تمام اندامها فرستاده میشود.
درک این مفهوم به شناخت دیدگاه گذشتگان درباره آناتومی و روانشناسی فیزیولوژیک کمک میکند، چرا که آنها مرز میان حیات گیاهی (رشد و نمو) و حیات انسانی (تعقل و تفکر) را با این قوه تبیین میکردند.