یعنی چه
مطاوعه در لغت به معنای موافقت، همراهی، تسلیم و فرمانبرداری است. در اصطلاح ادبی و دستور زبان (صرف)، به حالت یا ویژگیای گفته میشود که در آن مفعول، اثر فعل متعدی را میپذیرد و خودش فاعلِ یک فعل لازم میشود؛ مانند «شیشه را شکستم و شیشه شکسته شد» که به این اثرپذیری، مطاوعه میگویند.
تلفظ
این واژه به صورت مُ ط ا وَ عِ (mutoava'eh) تلفظ میشود که مصدری از باب مفاعله در زبان عربی است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «فرمانبرداری» یا «اثرپذیری در صرف»، واژه ۶ حرفی «مطاوعه» یا معادلهای آن مانند اطاعت به کار میرود.
به انگلیسی
در متون عمومی انگلیسی از واژههایی چون Obedience استفاده میشود، اما در ساختارهای تخصصی زبانشناسی و گرامر، مفهوم اثرپذیری را با اصطلاحات مربوط به افعال لازم یا انعکاسی توصیف میکنند.
به فارسی
برابرهای دقیق فارسی این واژه شامل فرمانبرداری، پیرامونی، پذیرا شدن، رام بودن و اثرپذیری (در نقش ساختار دستوری) است.
در قرآن
خود واژه «مطاوعه» در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ با این حال، ریشه آن در آیه ۳۰ سوره مائده به صورت فعل «فَطَوَّعَتْ» (پس نفس او، قتل برادرش را برایش آسان و مورد پذیرش ساخت) دیده میشود که نشاندهنده رام شدن و پذیرش نفس است.
نماد چیست
مطاوعه یک اصطلاح لغوی، اخلاقی و گرامری است. به همین دلیل، نماد سنتی، المان گرافیکی یا مظهر مادی خاصی در فرهنگها برای آن ثبت نشده است.
جمعبندی و توضیح کامل مطاوعه
واژه مطاوعه از ریشه عربی «طوع» گرفته شده و در اصل به معنی گردن نهادن، همراهی و پذیرش یک امر است. این واژه در ادبیات فارسی کاربردی دوگانه دارد؛ در متون اخلاقی و عمومی به معنای طاعت و تسلیم بودن ممدوح استفاده میشود و در ساختار زبان، نمادی از انعطافپذیری کلام است.
در قلمرو دستور زبان و صرف، مطاوعه تعریف بسیار دقیقی دارد که همان «اثرپذیری» است. وقتی یک فعل متعدی (گذار) کاری را روی مفعول انجام میدهد و آن مفعول تغییر حالت داده و خودش فاعلِ یک فعل جدید و ناگذر میشود، حالت مطاوعه رخ داده است. این ویژگی به شفافیت و درک بهتر تغییرات حالت در جملات کمک میکند.
در یک جمعبندی کلی، این واژه چه در مفهوم لغوی و چه در اصطلاح گرامری، بازتابدهنده مفهوم «پذیرش و الگوبرداری از یک اثر یا دستور» است و همخانوادههای نامآشنایی چون مطیع، طاعت و استطاعت در زبان فارسی دارد.