معنی
این واژه در زبان فارسی به هرگونه صدا و خروش سهمگین طبیعت مانند باد، سیل یا کوه اشاره دارد و در عین حال برای توصیف غلغله، هیاهو و ازدحام پر سر و صدای جمعیت نیز به کار میرود.
یعنی چه
در عبارات ادبی و متون کهن، وقتی از توف سخن به میان میآید، منظور ایجاد صدایی مهیب، دگرگونی هولناک و یا فریاد و همهمه جمعی است.
مترادف
واژههای فوق همگی بر مفهوم شلوغی، صداهای بلند ناگهانی یا حرکت پر سر و صدا دلالت دارند.
متضاد
این کلمات در نقطه مقابل صدا، خروش و هیاهوی برخاسته از واژه توف قرار میگیرند.
هم خانواده
این واژهها از ریشه آوایی و فعلی مشترک ساخته شدهاند که همگی معنای خروش و غرش را تداعی میکنند.
ریشه
این کلمه یک واژه صوتی یا Onomatopoeia است که از صدای طبیعی غرش باد یا آب اقتباس شده و اصالت کاملاً فارسی دارد. ارتباط املایی یا معنایی قطعی با واژههای عربی نظیر تَوَفّی ندارد.
جمله سازی
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادلهای انگلیسی آن از غرش طبیعت تا هیاهوی انسانی متغیر است.
معنی انگلیسی/خارجی
در علم زمینشناسی، واژه «توف» (Tuff) یک وامواژه علمی و بینالمللی است که به سنگها و خاکسترهای آتشفشانی سختشده پس از فوران اشاره دارد و نباید با واژه اصیل و آوایی «توف» فارسی اشتباه گرفته شود.
جمعبندی و توضیح کامل توف
واژه «توف» یکی از کلمات کهن، اصیل و نامآوا (اسم صوت) در زبان فارسی است که اساساً برای توصیف صداهای مهیب، خروش بادهای سخت، غرش کوه و موجهای خروشان سیلاب به کار میرود. این واژه در ادبیات فارسی نمادی از خشم طبیعت، هیجان عمیق و دگرگونیهای هولناک است و در گذر زمان برای اشاره به غوغا، ولوله و ازدحام پر سر و صدای جمعیت نیز استفاده شده است.
باید توجه داشت که این کلمه هیچ ارتباط ریشهشناختی با واژههای عربی قرآنی مانند «توفی» (به معنی گرفتن کامل جان یا حق) ندارد و شباهت آنها صرفاً ظاهری است. همچنین در علوم طبیعی و زمینشناسی، توف به عنوان یک اصطلاح فرنگی (Tuff) برای سنگهای حاصل از خاکستر آتشفشانی استفاده میشود که کاربردی کاملاً مجزا و تخصصی دارد.