یعنی چه
واژه «اشکمش» ترکیب واژه قدیمی و زبانزد «اِشکَم» (شکم) به همراه ضمیر متصل «ـَش» (او/آن) است. این کلمه به بخش مجوف و داخلی بدن انسان یا حیوان که اندامهای گوارشی در آن قرار دارد اشاره میکند و در متون کهن فارسی و شعر کلاسیک کاربرد فراوانی داشته است.
تلفظ
این کلمه از دو بخش «اِشکَم» با فتحه کاف و «ـَش» با فتحه شین تشکیل شده است که در ترکیب با یکدیگر به صورت روان و پیوسته اِشکَمَش خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، در پاسخ به راهنمای «شکم او در ادبیات کهن» یا موارد مشابه، واژه پنج حرفی «اشکمش» به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم شکمِ متعلق به یک فرد یا موجود، از ضمایر ملکی پیش از واژههای belly یا stomach استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه «بطن» به معنی شکم است که با الصاق ضمایر متصل «ـه» یا «ـها» مفهوم «شکمش» را میسازد. در قرآن کریم نیز واژه بطن و جمع آن (بطون) به کار رفته است.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای بیان این مفهوم از ضمیر ملکی Onun (از آنِ او) به همراه واژه karnı (شکم او) استفاده میگردد.
نماد چیست
در ادبیات کنایی، عرفانی و تمثیلی فارسی، «اشکم» یا «شکم» نماد بارز مادیگرایی، افراط در برآورده کردن نیازهای حیوانی و نفسانیت است. شاعران بزرگی چون مولانا بارها آن را در تقابل با «دل» یا ساحت روحانی انسان قرار دادهاند تا برتری روح بر جسم را یادآور شوند.
جمعبندی و توضیح کامل اشکمش
واژه «اشکمش» ترکیبی از لغت کهن «اشکم» (به معنی شکم) و ضمیر متصل «ـَش» است که ریشه در زبان پهلوی و واژه «اشکمب» دارد. این واژه در سیر تحول زبان فارسی دری، الف ابتدا و باء انتهای خود را از دست داده و امروزه بیشتر به صورت «شکمش» تلفظ و نوشته میشود؛ اما اصالت تاریخی آن در متون کلاسیک پابرجا است.
در ادبیات عرفانی و شعر کهن فارسی، به ویژه در مثنوی معنوی مولانا، این واژه صرفاً کاربرد آناتومیک ندارد، بلکه به عنوان یک نماد کنایی برای اشاره به نفس اماره، شهوتِ خوردن و گرایشهای مادی انسان به کار میرود. داستان معروف مرد لافی در مثنوی که لب خود را چرب میکرد اما اشکمش دست او را رو میساخت، نمونه بارز این کاربرد تمثیلی است.