یعنی چه
قمعة واژهای عربی است که بسته به حرکتگذاری، معانی مختلفی دارد؛ در فتح (قَمَعَة) به معنای مگس اصطبل، سر، یا ابتدای حلقوم است و در ضم (قُمَعَة) به معنای مال مرغوب و بهترین بخش دارایی است.
تلفظ
این کلمه در زبان عربی به چند صورت تلفظ میشود که رایجترین آنها قَمَعَة (بفتح القاف والمیم) و قُمَعَة (بضم القاف وفتح المیم) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه با ۴ حرف به صورت «قمعة» یا «قمعه» شناخته میشود که به عنوان مگس ریز یا مال گزیده کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای معنای حشرهشناسی واژه از معادلهای Stable fly یا Biting housefly استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در زیستشناسی عربی برای اشاره به حشراتی از جنس مگسهای خونخوار اصطبل به کار میرود.
به فارسی
در زبان فارسی معادل مستقیم و مفردی ندارد، اما با توجه به سیاق متن به «مگس ریز بیابانی»، «بهترین بخش مال» یا «ابتدای حلقوم» ترجمه میشود.
در قرآن
عین واژهٔ قمعة در قرآن نیست؛ ولی همخانوادهٔ آن در آیه ۲۱ سوره مبارکه حج به صورت «مَقَامِعُ مِنْ حَدِیدٍ» به معنی گرزهایی از آهن برای کیفر دوزخیان آمده است.
جمعبندی و توضیح کامل قمعة
واژه «قمعة» یک لغت اصیل عربی است که وارد کتابهای لغت فارسی شده و با توجه به نحوه تلفظ و اعرابگذاری آن، مفاهیم متفاوتی را افاده میکند. در صورتی که به فتح قاف و میم خوانده شود، به نوعی مگس ریز و خونخوار دشت و بیابان (مگس اصطبل) اطلاق میگردد که بر روی شتران مینشیند و مایه آزار آنها در شدت گرماست. همچنین در این حالت به معنای سر کوهان شتر یا ابتدای مجرای نفس نیز میآید.
در حالت دیگر، اگر این کلمه به ضم قاف و فتح میم تلفظ شود، معنی کاملاً متفاوتی یافته و به مال مرغوب، برگزیده و بهترین دارایی شخص اشاره دارد. ریشه سه حرفی این کلمه (ق م ع) به مفاهیمی چون سرکوب کردن، رام کردن و فرو نشاندن اشاره دارد که ابزار آن در زبان عربی مِقمَعه نامیده میشود.
اگرچه خود این واژه در قرآن کریم ذکر نشده، اما شکل جمعِ ابزار سرکوب آن یعنی «مقامع» در سوره حج برای توصیف گرزهای آهنین عذاب به کار رفته است. در فرهنگ اسلامی، همخانوادههای این لغت نمادی از کیفر سخت و سرکوب متمردان دوزخی به شمار میروند.