یعنی چه
این عبارت کنایه از سلب آزادی، محدودیت یا وابستگی شدید به یک زنجیر مادی یا علقه و دلبستگی معنوی است؛ به طوری که فرد توانایی حرکت یا کنشگری آزادانه را از دست میدهد.
تلفظ
پای (pāy) به (be) بند (band) داشتن (dāš-tan)
در جدول
پاسخ دقیق جدول برای این مفهوم ۱۳ حرف دارد.
به انگلیسی
اصطلاحات نزدیک به مفهوم اسارت و بستهشدن با زنجیر.
به عربی
معادلهای عربی ناظر بر در غل و زنجیر بودن و محدودیت.
به فارسی
مترادفهای واژه شامل اسیر بودن، گرفتار بودن، دستبسته بودن، پابند بودن، مقید بودن و مغلول بودن است. در مقابل، واژههای آزاد بودن، رها بودن، پای باز بودن و وارسته بودن به عنوان متضاد آن شناخته میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل پای به بند داشتن
عبارت کنایی و فصیح «پای به بند داشتن» (یا همان پای در بند داشتن) در زبان فارسی اصالتی کهن دارد و مستقیماً در متون کلاسیک و فرهنگهای مرجعی مانند لغتنامه دهخدا ریشهیابی و ثبت شده است. این اصطلاح یک مصدر مرکب کنایی در زبان فارسی دری است که ریشه واژه «پای» در آن به فارسی میانه (پاد) و «بند» به مصدر پهلوی «بستن» بازمیگردد. ترکیب آنها تصویرِ بستن پای حیوان یا زندانی با طناب و زنجیر را به ذهن میآورد که به یک مفهوم انتزاعی و اخلاقی تبدیل شده است.
این عبارت در ادبیات فارسی نماد اسارت، محدودیت حرکتی و فکری و در مواردی نماد روشنفکران و آزادخواهانی است که به دلیل خفقان جامعه، توانایی کنشگری ندارند و خانهنشین یا زندانی شدهاند؛ همانطور که ملکالشعرا بهار در شعر معروف دماوند میگوید: «ای دیو سپید پای در بند! / ای گنبد گیتی! ای دماوند!». این مفهوم عینی در متون کهن و شواهد شعری دیگر مانند شاهنامه فردوسی نیز به کار رفته است.