معنی
واژهٔ «رضای» در زبان فارسی معمولاً شکل مضاف یا پیوندیافتهٔ کلمهٔ «رضا» است و به معنای خشنودی، خرسندی، میل، پسندیدگی و موافقت با چیزی به کار میرود. این واژه در ادبیات و ترکیبهای زبانی اغلب به یک مضافالیه متصل میشود؛ مانند «رضای خدا» (خشنودی پروردگار) یا «رضای خاطر».
یعنی چه
در اصطلاح لغوی و عرفانی، رضای به معنای ترک هرگونه اعتراض و مخالفت درونی با مقدرات و سازگاری کامل دل با یک پدیده یا موقعیت است. این واژه نشاندهندهٔ آرامش قلبی و موافقت کامل با یک امر است.
مترادف
این کلمات در متون مختلف ادبی و عامیانه میتوانند به جای واژهٔ رضای استفاده شوند و بار معنایی خشنود بودن را منتقل کنند.
متضاد
این واژهها نقطهٔ مقابل خشنودی و پذیرش قلبی هستند و بر نارضایتی یا اجبار دلالت دارند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشهٔ سه حرفی مشترک مشتق شدهاند و با مفهوم خشنودی و خرسندی پیوند معنایی دارند.
ریشه
این واژه ریشه در زبان عربی دارد و از مادهٔ سه حرفی (ر-ض-ی) یا (ر-ض-و) گرفته شده است که به معنای سازگار شدن دل با یک موقعیت، پذیرفتن و موافقت کردن است.
جمله سازی
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به بافت متن و میزان تمایل قلبی یا قانونی، از واژههای متفاوتی برای رساندن مفهوم «رضای» استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل رضای
واژهٔ «رضای» در زبان و ادبیات فارسی شکل مضاف کلمهٔ «رضا» است و به مفهوم خشنودی، خرسندی و موافقت قلبی اشاره دارد. این واژه در بیشتر کاربردهای خود به کلمات دیگر متصل میشود تا نشاندهندهٔ جلب خشنودی یا موافقت یک شخص یا نیروی برتر باشد؛ برای نمونه ترکیب «رضای خدا» از پرکاربردترین عبارات در این زمینه است.
از دیدگاه عرفانی و مذهبی، رضای فراتر از یک واژهٔ ساده بوده و نماد تسلیم محض در برابر قضا و قدر الهی و پذیرش آرامشبخش مقدرات بدون هیچگونه اعتراض درونی است. مشتقات این کلمه بارها در قرآن کریم ذکر شدهاند و تعابیری همچون رضایت متقابل بنده و خداوند را به تصویر میکشند. همچنین این کلمه در فرهنگ شیعی یادآور نام امام هشتم شیعیان، امام علی بن موسی الرضا (ع) است.