یعنی چه
واژه ویلان در زبان فارسی به شخص سرگردان، آواره و دربهدر گفته میشود که خانه و سرپناه ثابتی ندارد. در اصطلاح عامیانه نیز به معنای فرد بیکار، معطل یا بیهدفی است که وقت خود را به بطالت میگذراند.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ واژه «ویلان» دقیقاً ۵ حرف دارد و معمولاً در پاسخ به راهنماهایی همچون آواره، سرگردان یا بیخانمان به کار میرود.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم ویلان در زبان انگلیسی، بسته به بافت متن از واژگانی که به بیسرپناهی یا سرگردانی اشاره دارند استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی واژههای آواره و سرسری دقیقترین معادلها برای رساندن مفهوم شخص بیسامان و ویلان هستند.
به فارسی
واژگان جایگزین و هممعنی فارسی برای این کلمه شامل سرگردان، آواره، دربهدر، سرگشته، ول و متحیر است. این واژه اصالتاً فارسی است و با کلمه «ول» به معنی رها و معطل همریشه است.
نماد چیست
در ادبیات مکتوب و فرهنگ عامیانه، کلمه ویلان به عنوان نمادی از بیسامانی، تنهایی عمیق، غربت و وضعیت فردی که هدایت یا هدف اصلی خود را در زندگی گم کرده است، شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل ویلان
واژه «وِیلان» یک صفت اصیل فارسی است که در فرهنگ لغتهای معتبری چون دهخدا، معین و عمید به معنای آواره، سرگردان و بیجا و مکان ثبت شده است. این واژه ریشه در تعابیر عامیانه و قدیمی فارسی دارد و به احتمال زیاد با واژه «ول» به معنای رها و معطل همریشه است. گاهی در زبان روزمره اصطلاح اتبایی «ویلان و سیلان» نیز برای تاکید بیشتر بر وضعیت کاملاً سرگشته یک فرد به کار میرود.
باید توجه داشت که این واژه هیچ ارتباطی با کلمه انگلیسی Villain به معنای شرور ندارد و تشابه صوتی آنها کاملاً اتفاقی است. ویلان در ادبیات فارسی تداعیکننده حس غربت، بیهدفی و از دست رفتن سامان زندگی است و متضاد آن کلماتی چون مقیم، ساکن و سامانیافته هستند.