یعنی چه
کمخا در زبان و ادبیات کهن فارسی به نوعی پارچه ابریشمیِ رنگارنگ، سنگین و باارزش اطلاق میشود که دارای طرحها و نقشهای برجسته بوده است. این پارچه که شباهت زیادی به مخمل کمپرز یا زربفت داشته، در گذشته از کالاهای بسیار لوکس، اعیانی و مخصوص پادشاهان و ثروتمندان به شمار میرفته است.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت فَتْحِ کاف و سُکونِ میم یعنی «کَمْخا» تلفظ میشود. در برخی متون قدیمی و گویشها به صورت «کمخاب» نیز ضبط شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، در پاسخ به راهنماهایی چون «پارچه ابریشمی منقش قدیمی»، «نوعی مخمل» یا «پارچه زربفت کهن»، واژه ۴ حرفی «کمخا» مد نظر است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی، دقیقترین معادل برای این نوع پارچه تاریخی Damask (پارچه نقشدار اسلیمی) یا Brocade (زربفت) است.
به ترکی
این واژه با همین اصطلاح و تلفظ به ترکی عثمانی وارد شده و به پارچههای ابریشمی و اطلسهای منقش فاخر اطلاق میشده است.
به فارسی
معادلهای فارسی، مترادفها و همخانوادههای این واژه در زبان فارسی شامل کلماتی چون دیبا، اطلس، پرنیان، زربفت، قصب و کمخاباف میباشند که همگی دلالت بر پارچههای گرانبها دارند.
نماد چیست
کمخا در ادبیات فارسی نماد ثروت، مکنات، تنآسایی و پادشاهی است و در نقطه مقابلِ «صوف» (پارچه پشمی خشن درویشان) قرار میگیرد. همچنین در ادبیات عرفانی، این واژه به عنوان نمادی از تجملات، ظواهر فریبنده و تعلقات مادی دنیا به کار رفته است که حجابِ راهِ سالک میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل کمخا
واژه «کمخا» یکی از کلمات اصیل، کهن و نغز زبان فارسی است که ریشه در پیوندهای فرهنگی ایران و جاده ابریشم دارد؛ چرا که ترکیبی از واژه فارسی «کمخواب» (پارچه مخمل با پرز کوتاه) و لفظ چینی Kim-xwa (به معنی طلاباف) است. این واژه به خوبی نشاندهنده عظمت صنعت بافندگی و تجملات در تاریخ ایران باستان و دوران اسلامی است.
در شعر و ادبیات کلاسیک فارسی، شاعران بزرگی از این واژه برای فضاسازی تقابل میان فقر و غنا، یا زهد و دنیاگرایی استفاده کردهاند. شناخت این واژه به درک بهتر استعارههای ادبی در دیوانهای شعر کهن کمک شایانی میکند.