یعنی چه
خون گریستن کنایهای لطیف و عمیق در زبان و ادبیات فارسی است که به معنای زار زار گریستن، مویه کردن و گریهای آنچنان شدید و طولانی است که گویی به جای اشک، خون از چشم جاری میشود. این اصطلاح برای توصیف بالاترین حدِ غصه، فراق یا مصیبت به کار میرود.
تلفظ
این عبارت ترکیبی از دو واژهٔ «خون» (با تلفظ xōn در پارسی میانه) و «گریستن» (با تلفظ griyistan) ساخته شده است و به صورت روان و پیاپی خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کنایه به صورت دقیق ۹ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از اصطلاحات کنایی مشابهی استفاده میشود که عمق اندوه و شدت گریه را بازگو میکنند.
به عربی
در زبان عربی ترکیب «بکی دماً» دقیقاً همان تصویرسازی ادبی خون گریستن را برای بیان نهایت اندوه ارائه میدهد.
نماد چیست
این عبارت در ادبیات حماسی و غنایی فارسی (مانند گریستن آسمان در مرگ سیاوش در شاهنامه یا گریههای عاشق در فراق معشوق در غزلیات) نماد والای عزا، ماتم بیپایان و سوز دل است. همچنین در فرهنگ دینی، نمادی از سوگ سرخ آسمان و زمین در مصیبت اولیای الهی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل خون گریستن
اصطلاح ترکیبی و کنایی «خون گریستن» یکی از پرکاربردترین تعابیر در زبان و ادبیات فارسی برای نمایش دادن بالاترین حدِ ممکن از غلیان احساسات، غم و اندوه است. ریشهٔ واژگان تشکیلدهندهٔ آن به پارسی میانه بازمیگردد و در طول تاریخ ادبی ایران، همواره ابزاری قدرتمند در دست شاعران و نویسندگان بوده تا سوزِ درونِ یک عاشقِ هجرانکشیده یا عظمتِ ماتمِ یک سوگوار را به تصویر بکشند.
این عبارت اگرچه به صورت فیزیکی رخ نمیدهد، اما تصویر ذهنی آن چنان قوی است که در تفاسیر فرهنگی و روایات نیز جایگاه ویژهای یافته است؛ برای نمونه در تفسیر آیات مربوط به گریه نکردن آسمان بر ستمگران، آمده است که آسمان بر مرگ خونین پاکان و اولیای خدا خون گریسته و سرخ شده است. بنابراین، این واژه فراتر از یک لغت ساده، یک نمادِ فرهنگی از پیوند میان درد جانکاه و سوگواری بیحدومرز است.