معنی
«شاه» در زبان فارسی به معنای حاکم، سلطان، تاجور یا فرمانروای یک سرزمین است. علاوه بر این، در واژههای ترکیبی و به صورت مجازی، به معنای «بزرگترین، مهمترین، اصل یا برترینِ یک نوع از میان همنوعان خود» به کار میرود؛ مانند شاهبیت (بهترین بیت یک غزل) یا شاهراه (اصلیترین راه).
یعنی چه
عبارت شاه در مفهوم عام کلمه، به کسی یا چیزی اشاره دارد که در راس یک مجموعه قرار گرفته، دارای قدرتِ فرمانروایی، توانستن و سزاواری است و نقش محوریت و هدایت را بر عهده دارد.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
این کلمه کاملاً ایرانی است و ریشه آن در فارسی باستان به واژه «خَشایَثِیَه» به معنی فرمانروا بازمیگردد که در زبان پهلوی (فارسی میانه) به «شاه» تبدیل شد. ریشه فعلی این واژه با مفاهیمی چون «حکومت کردن»، «توانستن» و «سزاواری» پیوند دارد و به همین دلیل با کلماتی مثل شایسته و شایان همریشه است.
جمله سازی
به انگلیسی
جمعبندی و توضیح کامل شاه
واژه «شاه» یکی از اصیلترین و کهنترین واژگان زبان فارسی است که ریشه در دوران باستان و کلمه «خَشایَثِیَه» دارد. این واژه در وهله اول بر مفهوم حاکمیت، اقتدار سیاسی و فرمانروایی یک سرزمین دلالت میکند، اما در سیر تحول زبانی خود، کاربردی گستردهتر یافته و به عنوان پسوند یا پیشوند برای نشان دادن عظمت، برتری و اهمیت ویژه یک چیز (مانند شاهکار یا شاهراه) استفاده میشود.
در بعد فرهنگی و اسطورهشناسی، شاه نماد قدرت زمینی، عدالت آرمانی و مرکزیت است؛ چنانکه در ادبیات حماسی ایران مانند شاهنامه، تجلیبخش فرمانروایان دادگر است. همچنین این واژه در بازیهای فکری نظیر شطرنج به عنوان حیاتیترین مهره شناخته میشود که حیات و ممات بازی به حفظ امنیت آن وابسته است.