یعنی چه
در لغتنامههای معتبر فارسی مانند دهخدا، معین و عمید، ترسو به کسی اطلاق میشود که فاقد شجاعت و دلیری است. این واژه از ترکیب اسم «ترس» (از مصدر ترسیدن) و پسوند صفتساز «-و» (نشانه کثرت، مانند شکمو) ساخته شده و به معنای «بسیار ترسنده» است.
مترادف
واژههای فوق در متون ادبی و عامیانه به عنوان هممعنی کلمه ترسو برای توصیف افراد فاقد شجاعت به کار میروند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده ویژگی افرادی هستند که در برابر خطرات و سختیها ایستادگی کرده و شهامت بالایی دارند.
تلفظ
این کلمه از دو بخش «ترس» (با فتحه روی ت و سکون روی ر و س) و پسوند «و» (با صدای او) تشکیل شده است.
در جدول
در طراحهای جداول متقاطع، واژه ترسو به عنوان پاسخ مستقیم برای طراحهای ۴ حرفی و بزدل یا جبان به عنوان جایگزین استفاده میشوند.
به انگلیسی
واژه Coward رایجترین معادل برای شخص بزدل و ترسو است و Timid بیشتر به ترس همراه با خجالت اشاره دارد.
به عربی
در زبان عربی صفت مشبهه «جبان» دقیقترین معادل برای ترسو است که در متون اخلاقی و دینی نیز به کار رفته است.
به ترکی
واژه Korkak از ریشه Korkmak (ترسیدن) گرفته شده و رایجترین صفت برای شخص ترسو در زبان ترکی است.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات مدرن، جانورانی مانند خرگوش (به دلیل فرار سریع)، موش و جوجه (تحت تاثیر اصطلاح خارجی chicken) نماد ترسو بودن هستند. در ادبیات حماسی و شاهنامه نیز ترسو بودن نقطه مقابل پهلوانی و رستموارگی تلقی شده و نمادی از فرار از مسئولیت و ضعف نفس است.
جمعبندی و توضیح کامل ترسو
واژه «ترسو» یکی از اصیلترین صفات منفی در زبان فارسی است که ریشه در زبانهای ایرانی باستان و هندواروپایی دارد. این کلمه از نظر ساختاری حاصل ترکیب اسم «ترس» با پسوند صفتساز و کثرت «-و» است که مفهوم مداومت و شدت در ترسیدن را میرساند. در لغتنامههای بزرگ فارسی مانند دهخدا و معین، این صفت برای افرادی به کار میرود که به دلیل کمبود شجاعت و اعتمادبهنفس، از مواجهه با کمترین خطرات یا دگرگونیها هراسان شده و راه فرار را برمیگزینند.
در ابعاد فرهنگی و ادبی، ترسو بودن همواره نکوهش شده و در ادبیات حماسی ایران به عنوان نقطه مقابل صفات پهلوانی، عیاری و دلیرمردی ترسیم میشود. در فرهنگ عامه نیز برای بازنمایی این خصلت اخلاقی از نمادهای جانوری مانند خرگوش و موش استفاده میکنند تا ضعفِ اراده و فرارِ سریع فرد ترسو را به تصویر بکشند.
اگرچه خود این واژه فارسی در متون مقدسی مانند قرآن به چشم نمیخورد، اما مفاهیم همارز آن مانند ضعف ایمان، سستدلی در میدانهای نبرد و ترس از غیر خدا با واژگانی نظیر «خوف»، «خشیت» و «رهبت» به طور مکرر توصیف و نقد شده است. این امر نشان میدهد که مفهوم هراسِ بیهوده و فقدان شجاعت، هم در بستر اخلاق فرهنگی و هم در بستر آموزههای دینی پدیدهای ناپسند تلقی میشود.