یعنی چه
منطبع به معنای چیزی است که تأثیر یا تصویری بر آن حک شده (مانند نقش روی فلز)، یا اثری که چاپ شده است. همچنین در توصیف انسان به معنای کسی است که ویژگی یا اخلاقی در ذات و سرشت او ریشه دوانده و خو گرفته است.
تلفظ
این کلمه با صدای ضمه بر روی میم، سکون بر روی نون، فتحه بر روی طا، کسره بر روی با و فتحه بر روی عین خوانده میشود.
در جدول
منطبع به دلیل داشتن ۵ حرف، در جدولهای کلمات متقاطع با مترادفهایی نظیر منقوش، مطبوع یا سرشته جایگزین میشود.
به انگلیسی
در انگلیسی بسته به کاربرد، بسته به اینکه به معنای چاپ کردن یا اثر گذاشتن باشد، از واژگان Printed برای چاپ و Imprinted برای حک شدن یا در ذهن ماندن استفاده میشود.
به عربی
این واژه در زبان عربی دقیقاً به همان صورت «مُنْطَبِع» به کار میرود که اسم فاعل از باب انفعال است و به معنای تأثیرپذیرفته یا چیزی است که بر آن اثری حک شده است.
به فارسی
معادلهای فارسی این واژه بسته به بافت متن شامل چاپشده، نقشبسته، حکشده، سرشتهجان، خوگرفته و گاهی به معنای رام و مطیع است.
در قرآن
خودِ کلمه «منطبع» در قرآن کریم به کار نرفته است؛ اگرچه ریشه این فعل یعنی «طَبَعَ» در آیات متعددی با مفهوم مهر زدن بر دلها یا فطرتها ذکر شده است.
جمعبندی و توضیح کامل منطبع
واژه منطبع از ریشه عربی «طبع» گرفته شده و در متون فارسی برای توصیف اشیاء و انسانها به کار میرود. در مورد اشیاء، به معنای چیزی است که چاپ شده یا نقشی روی آن حک شده است، و در مورد اشخاص، بیانگر کسی است که خصلتی در وجودش نهادینه شده و با آن سرشته است.
این کلمه همچنین میتواند به مفهوم حالت پذیرش اثر و انعطافپذیری نیز اشاره داشته باشد. کاربرد دقیق آن در جملات معمولاً وابسته به این است که آیا مفهوم «چاپ» مد نظر است یا مفهوم «خو گرفتن و نهادینه شدن صفتی در ذات».