یعنی چه
بدمزگی در معنای حقیقی و حسی خود به معنای داشتن طعم ناخوشایند، بیلذتی و ناگوارا بودن یک خوراکی است. در مفهوم مجازی و کنایی، این واژه به رفتارهای ناخوشایند، ترشرویی یا ایجاد سردی، برودت و تیرگی در روابط میان دوستان و اطرافیان اشاره دارد.
تلفظ
این واژه بر اساس مصوتهای فارسی به صورت «بَدْ مَ زِ گی» (bad-mazegi) تلفظ میشود.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، واژه ۶ حرفی «بدمزگی» یا معادلهای آن نظیر تفاهت و بدطعمی به کار میروند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم بدمزگی و ناگوار بودن از این عبارات استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی عبارات Tatsızlık و Kötü tat دقیقترین معادلها برای این کلمه هستند.
به فارسی
واژه «بدمزگی» یک حاصل مصدر مرکب (حامص مرکب) کاملاً ایرانی و پارسی است که از صفت «بد»، اسم «مزه» و پسوند مصدری «گی» تشکیل شده است. همخانوادههای آن واژگانی چون بدمزه، مزه، خوشمزه و بیمزه هستند که نباید با ریشههای عربی اشتباه گرفته شوند.
جمعبندی و توضیح کامل بدمزگی
واژه «بدمزگی» از جمله کلمات اصیل و ساختیافته زبان فارسی است که کاربرد دوگانهای در مکالمات روزمره و ادبیات دارد. در مرتبه نخست، این کلمه حس چشایی انسان را هدف قرار میدهد و به هر نوع طعم ناخوشایند، تلخ یا بیمزه در غذاها و آشامیدنیها اشاره میکند که مایه ناگواری و بیلذتی است.
در مرتبه دوم و نگاه کنایی، فارسیزبانان از این واژه برای توصیف رفتارهای سرد، تلخ و ترشروییهای اجتماعی استفاده میکنند. هنگامی که شخصی با رفتار یا گفتار خود باعث تیرگی روابط و از بین رفتن صمیمیت میان دوستان میشود، در واقع نوعی بدمزگی رفتاری را از خود بروز داده است که مایه دلسردی اطرافیان میگردد.