یعنی چه
شکار در معنای نخستین به عمل تعقیب و صید کردن حیوانات وحشی اطلاق میشود. همچنین به خودِ حیوانی که صید شده است نیز شکار میگویند. در مفهوم کنایی و مجازی، این واژه به معنی به دست آوردن هرگونه غنیمت، طعمه یا دستاوردی است که با تلاش و هوشمندی حاصل شده باشد.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، برای راهنمای «معنی شکار» میتوان از واژگانی چون صید، نخجیر، قنص و طعمه استفاده کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Hunt یا Hunting به فرایند و عمل صید اشاره دارد، در حالی که واژه Prey دقیقاً به معنی مفعول شکار یا همان طعمه است.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح «صيد» کاربرد گستردهای دارد که در آیات قرآن کریم (مانند صید البحر) نیز به کار رفته است. واژه «قنص» نیز به همین معناست.
به ترکی
در زبان ترکی برای بیان مفهوم شکار و صید از واژه کوتاه «Av» استفاده میشود.
به فارسی
برابرهای فارسی و مترادفهای این واژه شامل نخجیر، صید، طعمه، غنیمت و قنص است. این واژه ریشه در زبان پهلوی (فارسی میانه) داشته و به صورت «škār» تلفظ میشده که با فعل شکاردن یا اشکاردن همریشه است. همخانوادههای آن در فارسی شامل شکارچی، شکارگاه، شکاربان و پادشکار است.
نماد چیست
شکار در ادبیات حماسی و کهن ایران (مانند شاهنامه) نماد قدرت، شجاعت، مظهر پادشاهی و تمرین جنگاوری است. اما در ادبیات عرفانی و غنایی، این مفهوم دگرگون میشود؛ معشوق یا خداوند در نقش «صیاد» و عاشق در نقش «شکار» ظاهر میشود که در این ساحت، شکار شدن صید نماد تسلیم محض، فدا شدن و رسیدن به مرتبه کمال است.
جمعبندی و توضیح کامل معنی شکار
واژه «شکار» یکی از کلمات کهن و اصیل زبان فارسی است که ریشه در فارسی میانه (پهلوی) دارد. این واژه در لغت به معنای تعقیب و صید کردن حیوانات وحشی و همچنین خودِ صید است، اما در طول زمان مفاهیم کنایی گستردهای مانند به دست آوردن غنیمت و طعمه را نیز به خود گرفته است. در متون دینی و قرآنی، احکام فقهی مشخصی برای این عمل تحت عنوان «صید» تبیین شده است.
از منظر نمادشناسی، شکار جایگاه ویژهای در فرهنگ ایرانی دارد. در ادبیات حماسی، جلوهای از قدرتنمایی، شجاعت و سنتهای پادشاهی است، در حالی که در ادبیات عرفانی تبلورِ رابطه عاشق و معشوق است؛ جایی که انسان با شوقِ شکار شدن به دست صیادِ ازلی، به سمت فنا و کمال حرکت میکند.